نمایشنامه عروس عروسکها
صحنه :
جاده خاکی دریک منطقه کوهستانی دراواخر بهار. محیطی زیبا از تپه ها وکوهها ودرختها . در آغاز هیچ نوری نیست. صدای نزدیک شدن وانت باری از دور شنیده میشود. نزدیکتر که میشود، می ایستد وخاموش میشود. نورمی آید. اینک وانت بارآبی رنگ زیبایی را میبینیم که به شکل ماشین عروس ، تزئین شده است. هیوا و شیرین در لباس عروس و دامادی از وانت پیاده میشوند. به اطراف نگاهی میکنند و کنار هم می ایستند .