يك خرس،يك گوريل

یک گذرگاه. باجایی برای نشستن، جایی برای ایستادن و جایی برای قدم زدن. مردیاز سمتی میگذرد . با دیدن تماشا گران نزدیکتر می آید .
ادامه نوشته

سگهاي بزرگ


صحنه: يک فضای داخلی در يک سگدانی . سه سگ هر يک درگوشه ای به خواب رفته اند. کوله پشتی و اسباب سفر دارند . گوياقراراست به جايی بروند. هر يک از نژادی مختلف اند در شکل و شمايلی خاص . مثل آدمها حرف میزنند. شايد هم آدم باشند. ولی نيستند !


ادامه نوشته

هواپيمايي در آسمان ميگذرد.

بهار
ایستگاه قطار. شلوغ و پر سروصدا. هواپیمایی جنگی درآسمان میگذرد. نیمکتی کهنه دروسط. صدای بلند سوت یک قطار. مادر و دختری با ساک سفر می آیند. لباس بهاری به تن دارند. دختر روی نیمکت مینشیند. خسته و غمگینند.

ادامه نوشته

مرگ بر مرگ

صحنه : يك تاب بلند دو نفره از سقف آويزان است.محل اتصال تاب به سقف ديده نميشود.جهت حركت آن به سوي تماشگران است و تا محدوده ي تاريك آن ها ميرود. تاب كه بي حركت است آرام به حركت در مي آيد. زن ومردي خوشحال و بازيكنان وارد ميشود. زن باردار است. چند دوري دنبال هم ميدوند. سپس مرد روي تاب ميپرد و زن هلش مي دهد.
ادامه نوشته

نمايشنامه چوپان د روغگو

قسمت اول: چوپان دروغگو
صحنه 1
‌يك تپه با تك درختي و چمنزاري زيبا. چوپان تکیه به درخت چرت ميزند. گوسفندان وبزان دورهم جمع اند و لطیفه میگویند


ادامه نوشته