نمايشنامه چوپان د روغگو
ق
گوسفند1: ميگين يه خودكارقرمزباباش ميميره ويه هفته سياه مينويسه. [همه به شدت میخندند.]حال کردین؟
گوسفند2: آره اما خیلی تکراری بود.
گوسفند1: پس چرا خنديدين؟
گوسفند2: گوسفنديم آخه. نخنديم شک ميكنن.
بز1: حالا بذار من يكيشو بگم.
بز1: آره. به يه باربر ميگن يه كاميون پول بهت بديم چيكارش ميكني؟ ميگه چند ميدين خالیش كنم؟
همه به شدت مي خندند. گوسفند 3 و خانم گوسفند که آرایش غلیظی دارد می آیند.
بز2: جمعمون جمع بود، الاغمون كم بود.
گوسفند3: الاغ باباته! [ به گوسفند2 كه به خانم گوسفند زل زده است.] هي، ميخوای چشاي خودمم بهت قرض بدم؟ خجالت نميكشي اينطوري به ناموس مردم زل ميزني؟
گوسفند2: اين ناموس توئه ؟
گوسفند3: پس نه ، ننه ته !
گوسفند2: خجالت نميكشي ناموستو اينطوري مياري بيرون؟! .
بز1: باباي منم ناموسشو اينطوري ميبرد بيرون. يونجه زياد خورد مُرد!
گوسفند3: ببينين كودكان! به شما هيچ ربطي نداره.
خانم گوسفند: عزيزم يه بار ديگه بگو همه بشنون.
گوسفند3: به شما هيچ گهي نيستين!
گوسفند1: این توعمرش نتونسته یه جمله رو دوبار بگه.
خانم گوسفند: من تشنه مه عزيزم. ميرم یه قلوب H2O بخورم.
گوسفند3: اي خاک برسراينا. H2O ديگه چيه؟! ازاين زهرمارا نباشه كه آدما كوفت ميكنن!
خانم گوسفند: وا! چقدر بي كلاسي عزيزم ! منظورم آبه ديگه. [ميرود.] اومدی؟
گوسفند3: می بینین؟ خيلي با كلاسه!
بز2: خودت چي بي كلاس؟
گوسفند3: آدم که زنش با كلاس باشه خودشم با كلاس ميشه. البته شما هيچكدومتون آدمم نيستين.[ گوسفند2 مي خندد.] چيه مثل بوزينه هاي قرن بيستم هرهر داري مي خندي؟
گوسفند2: [ به تندی] بوزينه ديگه چيه؟
گوسفند3: يه جونور عین خودت.
گوسفند2: ها، فكر كردم فحشه!
بز1: عموي منم اينطوري بود. همه ش هرهر مي خنديد. رفت زير تراكتور!
گوسفند3: ببینین کودکان، لپ جیگری کلام اینه: ما یه ربع پیش با هم ازدواج كرديم و ميخوايم حسابي هم خوش بگذرونیم وعشق و حال بکنیم. فهميدين يا نه؟ [ جوابي نمي آيد.] اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
گوسفند1: آدم با شيطونم ازدواج كنه اوايل بهش خوش ميگذره!
گوسفند3: من رفتم H2O بخورم. [ميرود.] شمام درد بخورین مجردهای بدبخت!
بز2: بيا، نذاشتين زنش بمونه اينجا و يه خورده سرگرم شيم. حالا بازمونديم معطل.
بز1: من يه جک بگم ؟
بز2: همون باربره ؟
بز1: آره ديگه.[همه به شدت مي خندند.] من كه هنوز تعريف نكرده م.
گوسفند2: خب ميدونيم چيه ديگه.
موبایل بز2زنگ میزند. خوشحال و مسرورهمراه با آهنگ شاد آن دست دردست هم میرقصند.
گوسفند1: ورنداری گوشیتو. بذار یه خورده حال کنیم بعد ...
بز1: ... اوه... جونم....
گوسفند2: زنگ موبایلتو عشقه...
بز2: بسه دیگه طرف پشت خطه.[ به موبایلش جواب میدهد.] جونم عزیزم ... نه پشت اینترنت بودم نشنیدم. [ میرود و گوشه ای لم میدهد .] آره با یکی از رفقای اونور تپه چت میکردم.
گوسفند2: رفت تا یه ساعت دیگه لاس بزنه.
گوسفند1: چوپون برام گوشی نگیره، گوشی خودشو قورت میدم. بعد ببینم چطور میخواد درش بیاره!
بز1: عمراً بتونه.
گوسفند1: نیگاش کنین. همه ش خوابه. ببين ما رو به كي سپردن!
گوسفند2: گرگ بياد و بخوردمون كي پاسخگوئه ؟
بز1: لابد گرگه ديگه!
گوسفند2: ما فامیلامون توده بالان. چوپون دارن یه تنه صدتا گرگو حريفه. چه صدایی هم داره بی پدر! يه ريز واسه شون میخونه و میرقصه. آدم تو همچین فضای ملسی پهنم نشخوار بكنه چاق ميشه خب.
گوسفند3: [ سرخوش وارد میشود.] آقای با کلاس اومد.
گوسفند1: پس زنت كو؟
گوسفند3: حامله بود فرستادمش يه گوشه استراحت كنه. تو چش نباشه بهتره. چش ميخوره!
بز1: خب مياورديش اينجا. تنهايي حوصله ش سرميره ها.
گوسفند3: آره، بيا دنبه مو بخور! ميخواين واسه خودتون مشغوليت درست كنين نه ؟
بز1: فحش نده يابو! ميزنم اوراقت ميكنم ها. نگي زنم حامله ست هيچي بهم نميگن.
گوسفند3: آره!؟ بيا بزن بينم. پسرمن روزي صدتا مثل تو رو جيگري ميكنم ميدم سگ همسايه مون ميخوره.
گوسفند 1: حالا چرا سگ همسايه تون؟
گوسفند3: آخه ما خودمون سگ نداريم.
همه قاه قاه مي خندند.
بز2: هش! چه خبره تونه؟ مگه نمی بینین دارم با دوست دخترم حرف میزنم ؟
بز1: مرده شور خودت و دوست دخترتو ببره.
گوسفند3: ببین چه بزیه شده دوست این!
گوسفند2: قراره با چوپون هماهنگ کنه بیاردش تو گله.
بز1: چوپون انقدرام پپه نیست. محاله رضایت بده.
گوسفند1: باید خرش کنیم که قبول کنه. مشغولیت میشه برامون.
بز1: این چوپون خودش کلی خره. خرتر نمیشه که.
بز2: [ صحبتش تمام شده و نزدیک می آید.] چیه تپه رو گذاشتین رو سرتون؟ الان طرف فکر میکنه با چه جکو جونورایی هم آغورم.
گوسفند3: غلط میکنه. مگه کیه ؟ بزه دیگه!
بز2: غلطو تو میکنی با اون زن H2oخورت... ولم کنین ببینم...
یکی دو لگد بسوی هم حواله میکنند. چوپان بیدار میشود.
چوپان: چه خبرتونه نميذارين يه چرت بخوابيم حيوونا؟
گوسفند2: دهه! بدهكارم شديم.
بز2: حتماً باید بزنیم همدیگه رو بکشیم که تو بیدارشی؟
گوسفند3: حيوون ايل و تبارته!
بز1: فقط بلدی بخوری وبخوابی که الهی اینباردیگه خواب آخرت باشه! مردم چوپون دارن کدخد ایی لایقشه.
چوپان: میگین چیکار کنم؟ نشینم باهاتون جک بگم؟!
گوسفند1: لازم نکرده. یه بارگفتی همه مون ستلجم شدیم. لااقل چند تا الاغ قاطیمون میکردی بلکه یه تنوعی ایجاد میشد الاغ.
چوپان: آخه تو چه میدونی تنوع چیه گوسفند ؟
گوسفند1: فعلاً که تنها تنوع گله مون خود الاغتی. آدم گوسفند باشه بهترازاینه که چوپونی مثل تو باشه.
گوسفند3: چوپونا نوکر گوسفندان!
چوپان: گوساله من نباشم که شماها همه تون ان گرگین.
بز1: نکه خوب هستی! ماها رو سیلم ببره نمیفهمی.
گوسفند2: اصلاً ایندفه همه مون میریم گموگور میشیم. تا حالاشم کلی آدمیت به خرج دادیم پهلوت موندیم.
بز2: پس چی؟ گوسفندای جماعتو ندیدی که. همه شون یه مشت خرن!
چوپان: مثلاً كجا ميرين؟
گوسفند1: ميريم يه چوپون آدم پيدا ميكنيم كه يه حالي بده بهمون. يه ترانه اي، يه جكي، يه میمون بازیی.
چوپان: نفهميدم چطورشد؟! ميخواين یه دورسواري هم بدم بهتون؟
بز1: نه پس تو بيا سوارما شو؟! چقدرخره اين خدا!
بز2: مگه قرار نبود گيتار خواهرتو بياري واسه مون بزني؟
چوپان: نميده بهم.
گوسفند3: لااقل تنبک مامانتو مياوردي.
چوپان: سوراخ شده.
گوسفند2: شيپور بابات چي؟
چوپان: رفته جشنواره.
گوسفند1: دهل عموت؟
چوپان: رفته عروسي.
بز1: اورگ عمه ت؟
چوپان: خودش كلاس ميره.
بز2: سرناي خاله تو مياوردي خب.
چوپان: سرنا بلد نيستم بزنم.
بز2: گردنت بشكنه. پس تو چي بلدي؟
گوسفند3: بلده بخوره و بخوابه وخواب دختر مردمو ببينه.
بز2: ميگم چطوره دكش كنيم بره. مفت نمي ارزه. همه ش هزينه ست.
گوسفند1: آره، باباش همرامون بياد بهتره. ليسانسم داره.
چوپان: صبر کنین یه اس ام اس بزنم آبجی تون دل نگرون نشه بعد. [ با موبایلش ور میرود.] ... من اینجام دلبرم. آی لاو یو خیلی زیاد ... خب رفت. حالا میگین من چه خاکی بریزم تو سرتون؟
گوسفند3: يه كاري كن حوصله مون سرنره. البته بيشتر بخاطراينا ميگم. آخه نه زن دارن حیوونیا نه یه چوپون درست وحسابي! [خانم گوسفند وارد ميشود.] اِ، عزيزم چطوری اومدي اين بالا؟ برات بد نباشه؟
خانم گوسفند: پايين حوصله م سررفت.
گوسفند2: بيا، زن اينم حوصله ش سررفت. خاک تو سرت، آخه تو چه جور چوپوني هستي؟
چوپان: خب به من چه؟ لابد سررفتن حوصله زناتونم تقصيرمنه؟
گوسفند3: پس چي كه تقصير توئه. مگه زناي ما آدم نيستن؟
چوپان: ميخواين آقا گرگه رو صدا بزنم بياد و يه حالي بده بهتون؟ چقدرگوسفندين شماها!
بز1: با دهنت حرف بزن ها. گوسفند جد و آبادته!
چوپان: ها، يه فكري.
گوسفند2: اِ ! فكرم ميكني؟
چوپان: زر نزن حالا.
بز2: تو زرتو بزن حالا.
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جواب اس ام اس اومد. [ میخواند.] ... منم آی لاو یو خیلی. قرارمون امشب تو تویله ی همیشگی... جونم شارژم کرد.
گوسفند3: حالا بگو فکرتو تا شارژت تموم نشده.
چوپان: آهان! حالا بگوش ببین چی میگم.
گوسفند1: گوشیدیم. جون بکن.
چوپان: داد وهوارراه میندازيم كه آي گرگ اومده و آي گرگ اومده. بعد اهالي ده بدو بدو ميان اين بالا و ديگه خودت بگيرتا آخرشو...
بز2: بیا، نگفتم؟ بابا تومستعدي. فقط فكر نميكني تا اين استعداد گندت شكوفا بشه.
بز1: منم يه دايي داشتم اينطوري بود. سيل با خودش بردش.
چوپان: هميشه همينطور بوده. سيل متفكراي گوسفند رو با خودش ميبره.
بز1: ها ...؟! برو خدا رو شكر كن نفهميدم چي گفتي.
گوسفند3: فقط صداي بع بع تون خيلي بلند نشه. زنم حامله ست براش اصلاً خوب نيست.
گوسفند1: خب زنتو ببراونورتر. گرگ بياد نميتونيم واسه ملاحظه ی زن جنابعالي خفه خون بگيريم كه.
گوسفند3: نگفتم خفه خون بگيرين. گفتم يه خورده يواشتر.
بز2: آخريواشترخفه خونه ديگه.
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
خانم گوسفند: من طوريم نميشه عزيزم. اتفاقاً هيجان برام خوبه.
گوسفند3: راست ميگي؟ شنيدين؟ هيجان واسه خانوم خوبه. تا ميتونين خودتونو جربدين.
چوپان: خب ديگه ببينم چيكارميكنين. ميخوام مردمو ازتو حمومم بكشين بيرون.
گوسفند1: حموم چيه؟ بگو اززيرلحاف.
گوسفند2: همچين كه مرغ پخته م خنده ش بگيره.
چوپان: حالا هركي بره سرجاي خودش وآماده باشه. تو هم موبایلتو خاموش کن بزی. وسط معرکه زنگ بزنه همه رقصشون میگیره.
بز2: نمیشه چوپونی. باید اورژانسی دم دست باشم. دوست دخترم زنگ بزنه نگرون میشه. مثل تو بی صاحاب نیستم که.
چوپان: برو یه جا بتمرگ بابا. توفعلاً فقط یه دونه صاحاب داری اونم منم. همه حاضرن ؟
همه سرجاي خود مستقرميشوند وآماده براي شروع كار. چوپان ناگهان وحشتزده ازجا برميخيزد و«گرگ، گرگ» ميگويد. گوسفندان نيزاينسووآنسوميدوند و بعبع کنان برسروكله خود ميزنند. مردم آبادي با تبرو بيل و كلنگ و چوبهایشان می آیند. يكي ازداخل حمام بيرون دويده است و آن يكي كمرشلوارش بازاست. ديگري لباس خواب به تن دارد وآن ديگري نصف ريشش را تراشيده و نصف ديگرش بجاي مانده است.
مردم : ... كو گرگ؟ ... كجا رفت؟ ... كي زخمي شده ؟ ... نشونم بدين... مي كشمش ... دررفت؟...
چوپان وگوسفندان لحظه اي مي مانند و سپس انفجارخنده. مردم تحقيرشده به هم نگاه ميكنند.
مردم : سركاري بود؟! واقعاً كه ! ... خجالت داره! دوهفته بود حموم نكرده بودم ... مستراح باشي و يهو يكي بگه «گرگ،گرگ»! ... خوب شد رگمو نزدم. قباهت داره ... داشتم خواب رنگي ميديدم... بريم بابا...
مردم ميروند. چوپان و گوسفندان از بس خنديده اند، ناي حركت ندارند.
صحنه 2
همان تپه. چوپان به درخت تكيه داده است وبا موبایلش ور میرود. بز2 نیز زیرسنگی لم داده است با موبایلش صحبت میکند. بقیه هم گوشه اي افتاده اند.
گوسفند1: ميگم حال مردم چطوره؟
چوپان: همه دلخورن.
گوسفند2: بيخود! مگه چيكاركرديم ؟ ورزش براشون مفيده.
چوپان: منم همينو بهشون گفتم.
بز1: ميگم چطوره يه بار ديگه م گرگ بياد.
بز2: آي گفتي. توعمرم قد ديروز نخنديده بودم.
گوسفند3: موافقم. هيجان واسه زنم خوبه.
خانم گوسفند: عزيزم خيلي ممنون كه تو فكرمني!
گوسفند3: اختيار داري خانوم. اين گوسفندا همه نوكرشمان!
گوسفند1: پهه!!
چوپان: من چي؟!
گوسفند3: تو آدم نيستي كه!
بز1: خب نظرتون چيه ؟ مي خنديم ها!
چوپان: باشه. فقط ايندفه شلوغترش كنين. ميخوام شلوارشونم نتونن بكشن بالا. تو هم تمومش کن دیگه بزی. چه غلطی کردیم موبایل دادیم دستش.
گوسفند3: بله!
گوسفند1: برای منم باید بخری چوپون. تو داری بین بزا و گوسفندا تبعیض قائل میشی. گفته باشم بعد نگی گوسفندن و هیچی حالیشون نیست.
چوپان: نکه خیلی با شعورین! مال اینم اززبونم دررفت والا آخه بز و موبایل؟ خرشدم دیگه.
گوسفند3: بله.
چوپان: بله و زهرمار! زنت اینجاست و هیچی بهت نمیگم دیگه پررو نشو.
بز2: [ موبایلش را قطع میکند.] چیه بابا؟ چش ندارین ببینین دودقیقه دارم با دوست دخترم صحبت میکنم؟ بازم همون فیلمه ست؟ خيالتون تخت. يه بعبعي بكنم كه خیال كنن آقا گرگه داره خرخره مو میجوه.
خانم گوسفند: واي من از هيجان دارم غش ميكنم.
گوسفند3: وا! مگه نگفتي هيجان واسه ت خوبه عزیزکم؟
خانم گوسفند: خب حتماً خوبه كه دارم غش ميكنم ديگه.
گوسفند3: [ نمي فهمد.] ها؟! ... اين گوسفندي هم اینش بده. آدم خيلي از چيزا رو نمي فهمه!
چوپان: شروع ميكنيم. سه ، دو، پنج.
چوپان «گرگ، گرگ» ميگويد وبرسروكله ی خود ميكوبد. گوسفندان نيز صورتشان را ناخن ميكشند و جيغ وداد و بعبع ميكنند. مردم بيل و كلنگ وچوب بدست، نفس زنان می آیند. يكي شلوارش را بالا نكشيده و آفتابه ای هم بدست دارد. آن يكي بچه اي در بغل دارد و با شيشه شير، شيرش ميدهد. ديگري باقي مانده ی لقمه دهانش را ميجود وآن ديگري دردستی چوبي و در دست ديگرش دسته گلي دارد.
مردم : ... بگيرينش... ميكشمش... گرگ بد گنده... كي روخورده؟... برين كنار... پس كوشش؟...
لحظه اي سكوت و سپس شليک خنده ی چوپان و گوسفندان. مردم خشمگين به يكديگر نگاه ميكنند.
مردم : ... بازم؟ ... تف! قبيحه!... فرصت نكردم شلوارمم بكشم بالا... از صداقت ما داره سوء استفاده ميشه... وسط راه فهميدم لقمه تو دهنمه ... با مامانم ميرفتم خواستگاري... داشتم بچه رو مي خوابوندم. آخه امروز شيفت منه... چوپون وگوسفند همدست بشن اينطوري ميشه... شرم باد شمايان را... زنده باد گرگ ...
مردم غرغر كنان ميروند. چوپان و گوسفندان بهم نگاهی ميكنند و دوباره به شدت مي خندند.
خانم گوسفند: اي واي عزيزم ديدي چي شد؟
گوسفند3: چي شد؟
خانم گوسفند: از بس خنديدم بهم فشاراومد و بچه داره مي افته پایین.
گوسفند3: ای داد ! نخندين بي شرفا مگه نمي بينين زنم داره فارغ ميشه؟
خانم گوسفند: عزيزم وقت تنگه، برو ماما صدا كن.
گوسفند3: هوي چوپون، الاغ برو ماما صدا بزن، زنم داره ميزاد.
بز2: صبر کنین من الان به دوست دخترم زنگ میزنم بیاد.
چوپان: بیخود! من خودم مامام. برين كنار بينم، برين كنار. آقايون خواهشاً گمشين برين اونور. به چی دارین نیگاه میکنین آخه ؟ مگه ننه تونه ؟ نورهم بره.[ نور میرود.] ای بابا اینطوری که منم نمی بینم!
صحنه 3
همان تپه. چوپان تكيه به درخت خواب است. گوسفندان هر يك گوشه اي پلاس اند. بز1 و بز2 پفک ميخورند. گوسفند3 و خانم گوسفند، بچه به بغل وارد ميشوند.
گوسفند3: رفته بوديم H2O بخوريم.
گوسفند1: شماها چقدر H2O ميخورين! نتركين.
گوسفند2: انقدر ميرن H2O ميخورن تا که دوباره حامله بشن.
خانم گوسفند: اتفاقاً هستيم.
گوسفند2: بيا، نگفتم؟
گوسفند3: به شما هيچ ربطي نداره. يه بارديگه م بگم؟
گوسفند1: چطورربط نداره؟ علف و پوست هندونه كمه. جمعيت كنترل نشه فردا بايد پشكل بخوريم.
گوسفند3: ول كن بابا. اينا حرفاي آدمای الافه. آدم تشنه ش بشه، H2O ميخوره ديگه. [ به بز1 و بز2] چي دارين ميخورين كودكان؟
بز2: پفكه. عمو چوپون واسه مون خريده.
گوسفند3: اِ!عمو هم شد؟ تا دیروزخرم نبود که!
بز1: هر كي واسه مون پفک بخره عموه.
گوسفند3: شماها پهن هم مي خورين! اين چيه آخه؟!
بز1: منم يه باجناق داشتم اينطوري بود. همه چي مي خورد. اسهال شد روده مودشم افتاد پایین ومرد!
گوسفند1: پس خودت چرا ميخوري؟
بز1: خوشم مياد! آدم دست عموشو رد نميكنه که.
گوسفند2: درد بخورين!
پفک را تمام ميكنند و كيسه اش را گوشه اي مي اندازند.
گوسفند3: اينجا آشغال نريزين آشغالا. مگه نمي بينين زنم حامله ست؟
بز2: چه ربطي داره اونوقت؟
گوسفند3: نظم موجود در درونش بهم مي ريزه.
بز1: زرت!
گوسفند3: زرت و زهرمار! بزنم دو تاشي پهن خور؟
خانم گوسفند: تازه بچه ببينه اونم ميخواد.
بز2: خب واسه ش بخرين خانوم جون.
خانم گوسفند: من به بچه م از اين آت آشغالا نميدم بخوره.
بز1: پس بازم زرت!
گوسفند3: پس بازم زرت و زهرمار! زرت و مرض! زرت و درد! قتل يارو خرسه رو انداختم گردن گاوه، گردنش شكست. كاري نكن بيگاري الاغم بندازم پشت تو، كمرت بشكنه.
بز1: غلط ميكني. همچين با لگد بزنم يكيش به توبخوره، يكيش به ديوار. نگي پدرشدم وهيچي بهم نميگن ها.
گوسفند3: كدوم ديوار؟! بيا بزن ببينم.
بز2: بروجلو، بروجلو من اينجام.
خانم گوسفند: ولش كن عزيزم! نميخواد بخاطر من بزني يكي روسقط کنی.
گوسفند3: بيا، اين زنه و شمام مردين! انسانيتو بايد اززن من ياد بگيرين. مي بينين چه عطوفتي داره؟!
گوسفند1: از بس H2O خورده اينطوري شده.
گوسفند2: اين H2O يه چيزي توش هست كه اينا هي ميخورن و حامله ميشن. مام حامله نشيم يهو!
چوپان: [ بيدار ميشود.] چيه باز افتادين به جون هم!؟ آخه من از دست شما چه خاكي بريزم توسرم؟!
گوسفند3: اينا به من و زنم حسوديشون ميشه. ميگن نبايد H2O بخورين.
چوپان: H2O ديگه چيه؟
همه ی هرهر مي خندند.
گوسفند1: چقدر گاوه این خدا!
گوسفند3: H2O همون آبه ديگه چوپون.
چوپان: خب مي ميرين بگين آب؟
گوسفند1: پس كلاسش چي ميشه؟
چوپان: آخه گوسفند و كلاس؟!
گوسفند2: پس نه، آخه چوپون و مدرسه؟!
چوپان: من اندازه ی يه مدرسه كلاس دارم ببعي. حالا ول كن اینو. يه جورايي بفهمي نفهمي پكرم. یه عالمه اس ام اس رد کردم ولی بی جواب موندن تا حالا. با يه بازي جديد چطورين بلکه یه شارژبشیم همچین؟
بز2: چه بازيی؟
چوپان: داد ميزنيم که آي گرگ اومده وآی گرگ اومده. بعدش مردم ميان و ...
گوسفند2: اين كجاش جديده؟
چوپان: آخه نكه گوسفندين، گفتم شايد براتون جديد باشه!
بز1: حيف كه اينجا زن و بچه هست و الا يه چيزي بهت مي گفتم قفل كن شاسگول.
خانم گوسفند: ميخواين من برم و شما حرفتونو بزنين. بچه رو بده من عزيزم.
گوسفند3: ايناحرف دارن اونوقت تو ميخواي بري؟ واسه چی؟ گردنشون نشكسته كه. خب برن يه جا ديگه.
بز1: بي خيال بابا، من حرفمو پس گرفتم. اين چوپون لياقت فحش خواهر مادرم نداره.
چوپان: همون بهتر. حالا سر پستاتون مستقرشين كه ميخوايم بتركونيم. ايندفه ميخوام بچه قنداق بدست برسه اين بالا و مامان جونشم دنبالش.
خانم گوسفند: اين صداي چي بود؟
بز2: صدا؟ صدايي نبود.
خانم گوسفند: چرا من يه صدايي شنيدم.
بز1: خانوم شما همچين ميزون نيستين. حتماً صداي تحولات دروني تونوشنيدين.[همه میخندند.] آی گفتم!
گوسفند3: درد و بلا! هنوز نميدونين با يه خانوم محترم حامله اينطوري حرف نميزنن؟
بز1: خانم تو كه هميشه حامله ست. اونوقت ما كي بايد حرفای اينطوري مونو باهاش بزنيم؟
گوسفند1: بايد منتظر شيم كلاً فارغ شه!
چوپان: خفه شين بينم. انگار منم يه صدايي شنيدم.
بز2: نکنه تو هم حامله ای چوپون!
گوسفند3: آره انگاری فضا مشکوکه. همه ی گوشها تيز. حالت فوق العاده.
همه گوشهايشان را تيز ميكنند. گرگي از پشت سر وارد ميشود.
گرگ: منم یه صدايي شنيدم.
گوسفند3: توغلط ميكني! يادتون باشه كه اول ازهمه زن من بود كه شنيد. اِ ... تو ...تو يه گرگي؟ آقايون خاک تو سرم يه گرگ اينجاست.
همه با ديدن گرگ وحشت زده بر سر و صورتشان ميزنند و داد و هوار میکنند.
همه : بدادمون برسين گرگ... كمك، كمك... من زنم حامله است به دادش برسين... بابا آخه الان چه وقت توالت رفتنه؟... حمومي كمك! ... گرگ حمله نموده است... الهي زير لحاف خفه شين... كمك ...كمك...
گرگ: [ آرامشان ميكند.] آقايون، آقايون، آروم باشين خواهشاً. تا فردا شبم هواربكنين كسي این بالا نمياد. آخه فکرمیکنن بازم دارین سرکارشون میذارین. وقتي دروغكي گرگ، گرگ ميكردين من اون پايين همه چي روداشتم ميديدم. الانم كه ديدم فرصت محيا شده اومدم خدمتتون. مردم از دروغگو جماعت خوششون نمياد. پس بيخودي گلوتونو پاره نكنين و بذارين منم درسكوت كامل كارمو بكنم. خب اول از كي شروع كنيم؟
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جون، شارژم کرد!
گوسفند3: آقاي گرگ اجازه ميدين منو زنم بريم H2O بخوريم؟
گرگ: H2O ديگه چيه؟
همه هرهر مي خندند.
گوسفند1: چقدرخره این خدا!
بز1: منم يه عموزاده داشتم اينطوري بود.[ با صداي لرزان] گرگ خوردش!
قسمت دوم: چوپان راستگو
صحنه 1
تپه اي زيبا با تك درختي. چوپان تكيه به درخت چرت ميزند وگوسفندان وبزان نشسته اند و بازي ميكنند.
گوسفند1: سوار چوپون شدم. رفتم بازارو توخيابون 2 تا آدم الاغ ديدم.
گوسفند2: چرا 2 تا؟
گوسفند1: پس چند تا؟
گوسفند2: 3تا.
بز1: چرا 3 تا؟
گوسفند2: پس چند تا؟
بز1: 5 تا.
گوسفند3: چرا 5 تا؟
بز1: پس چند تا؟
گوسفند3: 4 تا.
بز2: چرا 4 تا؟
گوسفند3: پس چند تا؟
بز2: يه دونه.
گوسفند1: چرا يه دونه؟
بز2: پس چند تا؟
گوسفند1: 3 تا.
بز1: چرا 3 تا؟
گوسفند1: پس چند تا؟
بز1: 2تا.
گوسفند2: چرا 2 تا؟
بز1: پس چند تا؟
گوسفند2: 4 تا؟
بز2: چرا 4 تا؟
گوسفند2: پس چند تا؟
بز2: صد تا.
گوسفند2: عجب بز خري هستي ! آخه مگه ما صد نفريم كه تو ميگي صد تا؟!
بز2: به من چه؟ من دوست دارم خيابون كه رفتم يهو صدتا آدم الاغ ببينم.
گوسفند2: مگه تا حالا نديدي؟
بز2: چرا ولي حال نداده. ميخوام بازم ببينم.
گوسفند1: تو برو ايندفه قول ميدم به جای صد تا آدم الاغ صد تا بزالاغ ببيني.
بز1: شايدم صدتا گوسفند الاغ!
خانم گوسفند: اي واي الان باز دعوا ميشه. عزيزم يه كاري بكن خب.
گوسفند3: راست ميگه ديگه. الان باز دوباره مثل اسب و قاطر مي پرين به هم و بعد عین هفته پیش ناغافل يه جفتک ميخوره تو شكم زن بدبخت منو بچه ش سقط ميشه. چيه، ميخواين اين يكي بچه شم سقط كنين نه!؟ مگه نمي بينين حامله ست؟
بز1: مثل اينكه اون جفتكو تو زدي بهش ها!
گوسفند3: خب آخه بز نفهم، اگه تو جا خالي نميدادي كه اونطوري نميشد. من اومدم شما دو تا نره خر رو سوا كنم كه اونطوري شد ديگه.
بز2: اونم با جفتک!
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
گوسفند2: بهتره براي شادي روح اون طفل معصوم كه بخاطر خريت پدر الاغش اونطور ناجوونمردانه تلف شد، يه دقيقه سكوت بكنيم.
گوسفند1: يه دقيقه صرف نميكنه. بيشترش كن بصرفه.
گوسفند2: 4 دقيقه ش ميكنيم.
گوسفند3: من مخالفم. زنم حامله ست و نميتونه 4 دقيقه سكوت بكنه. بهش فشارمياد و اين واسه بچه ش اصلاً خوب نيست.
گوسفند1: 3 دقيقه.
بز1: عمراً بذارم. من از اعداد اول خوشم نمياد.
بز2: ميگم چطوره يه ساعتش بكنيم بلكه يه دو دقيقه اي تو اين خرابشده سكوت برقرار بشه.
گوسفند3: بيا، بعد ميگن بزا خرن و آقا ناراحتم ميشه!
گوسفند خانم : عزيزم 20 ثانيه ش بكنين به افتخار بيستمين بچه اي كه حامله م.
گوسفند3: فكر به اين ميگن. زن نيست كه، مدرسه ی تيزهوشانه !20 ثانيه تأييد ميشه.
بز1: يكي تايم بگيره. سکوت مطلق.
گوسفند1: من دارم تو دلم مي شمارم.
گوسفند2: بلدي تا بيست؟
بز2: خفه شو الان قاطي ميكنه.
گوسفند3: قاطي كرده.
خانم گوسفند: مثلاً سكوت كرديم ها!
گوسفند3: باشماست. خفه شين.
گوسفند1: 16، 19، 20 تموم شد. روحش خندون. خدا خيلي دوستش داشت كه به اين زودي از دست جفتکهاي باباش خلاصش کرد.
بز1: خدا به زنشم رحم كنه!
موبایل بز2 زنگ میزند. همه پرسروصدا برمی خیزند و دست دردست هم با آهنگ شاد آن میرقصند.
گوسفند1: جواب ندی گوشیتو یه تنی بجنبونیم ...
بز2: بخاطر شمام که شده آهنگ زنگشو عوض میکنم.
گوسفند3: ... چه حالی میده... جونم...
بز1: ... به سلامتی همه ی حیوونای باحال یونجه خور...
گوسفند2: ... هوهو... ناز جیگرت...
گوسفند3: با کی بودی؟
گوسفند2: برو بابا ... هوهو...
خانم گوسفند: کاش بارم سنگین نبود! دلم لک زده واسه یه دوررقص.
گوسفند3: دارم به جای توهم میرقصم عزیزم ... نیگاه... جونم...
بز2: بسه تونه دیگه. دوست دخترمه مثلاً. نباید معطل شه. [ جواب میدهد.] جونم عزیزم... نه داشتم مطالعه میکردم صدای زنگتو نشنیدم. آخه ازاین آهنگ ملایما گذاشته م.[ گوشه ای لم میدهد.] جونم بگو...
بز1: کم بود ولی چسبید. این چوپونم كه مثل هميشه خوابه.
گوسفند1: مفتخوربي خاصيت! منكه عارم ميشه جايي بگم چوپون دارم. شيطونه ميگه با لگد برم تو شكمش.
گوسفند3: تو شكمش نزن الا غ، شايد حامله باشه!
بز1: منم عموي بابام اينطوري بود. همه ش مي خوابيد. آتشفشان قورتش داد!
گوسفند2: [ بلند] هي چوپون! پاشو ديگه گوساله. چقدر ميخوابي آخه؟
گوسفند1: پاشو يه خورده مشغولمون كن. پوكيديم ازخماري!
بز2: هوي نره خر!
بز1: پاشو ديگه خوش خواب!
خانم گوسفند: [ با عطوفت ] آقاي چوپون... آقاي چوپون؟
گوسفند3: [عصباني] پاشو ذليل مرده! مگه نميشنوي خانمم داره صدات ميزنه؟ [ لگدی به شكمش ميزند.] پاشودیگه دراز گوش دراز!
گوسفند1: بيا، الان اگه اينم سقط نكرد!
چوپان: [ وحشت زده ازخواب ميپرد.] ... ها، چيه ؟ چي شده ؟ گرگ اومده ؟ ... كي بود منو زد؟
بز1: اين بود، اين بود.
گوسفند3: من؟ من كي زدمش ؟
بز2: [ همینطور که دارد با موبایلش صحبت میکند.] چرا، خودش بود.
چوپان: دست رو چوپونت بلند ميكني ها؟!
گوسفند3: دروغ ميگن به جون زنم!
خانم گوسفند: بله آقاي چوپون. شوهر من بيگناهه.
گوسفند3: ديدي؟ اين بزا آدم نيستن كه! يه مشت دروغگوي كثيفن. آخه بزجماعت كي قابل اطمينان بوده كه توئه گوسفند الان داري به حرفشون گوش ميدي؟ اونم اينا! مثلث برمودا كه ميگن، اين دو تان ديگه.
گوسفند2: مثلث برمودا كه بايد سه تا باشه. مثلث سه ضلع داره. اينو حتي اين چوپونم ميدونه.
گوسفند3: اينا دو نفري، سه تان. حالا خودت بروحسابشو!
چوپان: خب حالا چرا بيدارم كردين؟ تازه داشتم با دختركدخدا جورميشدم. نمیذارین که.
گوسفند1: اونو دیگه با خودت سیاه بخت نکن. حوصله مون سررفته بود گفتيم يه دهن برامون بخوني.
چوپان: آخه من كي واسه شماها خونده م كه اين باردومم باشه؟
گوسفند1: راست ميگي ها. عرضه نداري كه. گندت بزنه! برو بگيربميربخواب!
گوسفند2: تقصيرما چيه اونوقت؟ همينطوري الاف بشينيم و بروبر به زن اين نیگاه بكنيم؟ مرديم آخه!
گوسفند3: بي شرفا! مگه زن من سينماست؟!
گوسفند1: مگه قرار نبود واسه منم موبایل بگیری؟ آخه من چیم ازاین بز پاپتی کمتره؟
گوسفند3: واسه زن منم باید بگیری. موسیقی واسه رشد جنینش خوبه.
چوپان: زن توغلط میکنه با این. مگه موبایل، ماهواره ست؟! اينهمه علف، برين بچرين خب.
گوسفند2: همچين ميگه علف انگار واسه مون پيتزا آورده. من انقدرخورده م دارم ميتركم.
بز1: منم یه برادر ناتني داشتم اينطوري بود. همش میخورد . آخرشم حلبي خورد، مُرد!
بز2: [ که صحبتش با موبایل تمام شده است و نزدیک می آید.] چوپون مگه قرار نبود هماهنگ کنی دوست دخترم بیاد قاطی ما؟ طفلک از تنهایی داره دق میکنه.
گوسفند1: آره لااقل اونو بیار.
بز2: به شما چه اونوقت؟!
گوسفند1: واسه خودت میگیم. از سر دلسوزی. والا به ما چه؟
چوپان: خوابشو ببینین. خودتون کم مصیبتین؟ اصلاً چرا نميگيرين بخوابين؟
گوسفند3: چقدر بخوابيم؟ ما كه مثل توچوپون نيستيم. واسه آينده مون كلي برنامه داريم.
چوپان: نه بابا؟!
گوسفند3: آره بابا!
چوپان: خب جک بگين.
گوسفند1: گفتيم، تموم شد.
چوپان: نقطه نقطه بازي كنين.
گوسفند2: كرديم، تموم شد.
چوپان: رفتم بازار4 تا بز ديدم بازي كنين.
بز1: رفتيم، تموم شد.
چوپان: يه خورده همديگه رو بزنين!
گوسفند3: زديم، تموم شد.
چوپان: زهرمار بخورين!
بز2: خورديم، تموم شد.
چوپان: ننه ی منو فحش بدين.
گوسفند1: داديم، تموم شد.
چوپان: بيفتين دنبال خواهرمن!
گوسفند2: افتاديم، تموم شد.
چوپان: خواب دختر كدخدا رو ببينين.
بز1: ديديم، تموم شد.
چوپان: يه لگدم به من بزنين!
گوسفند3: زدم، تموم شد.
چوپان: ها، پس تو بودي.
گوسفند3: كي، من؟ پسرتومثل اينكه خيلي دلت ميخواد يه لگد از من بخوري ها!
چوپان: آره، تو روخدا بيا بزن!
گوسفند3: [عصباني] ميزنم پدرتم در ميارم. چيكارم ميكني؟ نهايتش دنبه مو ميخوري ديگه.[ او را ميگيرند.] ولم كنين تا حساب اين پفيوز رو بذارم كف دستش. ولم كنين تا لگدم در نرفته...
بز1: خودتو كنترل كن بابا. خوبيت نداره گوسفند با چوپونش دربيفته. مردم چي ميگن آخه!
بز2: ميزني مثل بچه ت مي كشيش، سرتو ميبرن ها.
گوسفند3: آره، مگه بدم دنبه مو بخورن!
خانم گوسفند:عزيزم بخاطر من اينكارو نكن.
گوسفند3: [ بلافاصله] باشه بي خيالش ميشم. خدا تو رو قربون زنم بكنه. بخاطر اون نبود جرت ميدادم.
خانم گوسفند:عزيزم بريم H2O بخوريم.
چوپان: H2O ديگه چيه؟
همه قاه قاه مي خندند.
گوسفند1: عجب الاغيه خدا!
خانم گوسفند: نخندين آقايون. چوپونه، شيميدان نيست که.
گوسفند3: راست ميگه دیگه، خفه شين. آدم به چوپونش نمي خنده كه.
چوپان: حيف من كه چوپون شماها شدم. الحق كه لايق شكم گرگين.
گوسفند3: اسم گرگو نیار زنم حامله ست. جني ميشه!
گوسفند2: گوشتو بيار بگم H2O چيه.
گوسفند2درگوش چوپان زمزمه اي ميكند و چوپان پوزخندي ميزند. گرگي وارد ميشود.
گرگ: سلام گوشت هاي تازه.
گوسفند1: گوشت تازه ميخواي برو كشتارگاه. اشتباه اومدي داداش.
گوسفند2: اين ديگه كيه؟
گوسفند1: سگه ديگه.
گوسفند3: چقدرم بدريخته!
چوپان: به درد گله نميخوره والا نيگرش ميداشتم.
بز2: نه بابا آبرومون ميره. از چوپون كه شانس نيوورديم لااقل سگمون سگ باشه.
بز1: ميگم حالا باشه بجاي الاغ سوارش ميشيم.
گرگ: من يه گرگم.
گوسفند1: گُه ميخوري! مگه الكيه؟!
گوسفند2: لابد اينم نميدونه H2O چيه.
گوسفند3: يه لگد بزنم تو ماتحتش؟
بز1: حامله نباشه.
گوسفند3: گفتم تو ماتحتش خره. تو هنوزشكموازما تحت تشخيص نميدي؟
بز1: آخرش از اونجاش درمياد ديگه.
گرگ: من يه گرگم.
گوسفند1: زر نزن ديگه! اگه راست ميگي ثابت كن.
گرگ: باشه. [ ميپرد روي او] مرحله بعدي رو بريم؟
گوسفند1: آي تف به گورپدرتون! بابا اينكه گرگه.
بز1: نه بابا، فيلمه همه ش.
گوسفند1: نه وسرطان، نه ونگمه. حتماً بايد بخوردم که ثابت بشه گرگه؟
چوپان: [ ترسيده] حس چوپونيم بهم ميگه انگاري راست راستكي گرگه.
گوسفند2: مرده شورحست رو ببره! خب گرگه ديگه .
بز2: پس كدوم الاغي بود گفت سگه؟
گوسفند1: [ زير دست و پاي گرگ ] من بودم. گُه خوردم!
بز2: ها، پس خودت كردي كه لعنت بر خودت باد.
گوسفند1: آخه الان وقت شوخيه گاوميش؟!
بز1: راست ميگه، دررين.
گوسفند1: دررين چيه؟ منو نجات بدين بي پدرا!
بز2: كاش بجاي اين چوپون، يه سگ داشتيم. یه ناله ای، یه چیزی آخه!
چوپان: ... كمك، كمك كنين گرگ اومده... به دادمون برسين گرگ... آي مردم جون گرگ...
بقیه نيزبعبع كنان برسروكله یشان ميكوبند. مردم می آیند. يكي دهلي به گردن دارد. ديگري زيرشلواري به پا دارد.عروس و دامادي هم دردستي چوب و دردست ديگرشان دسته گلي دارند. گرگ فرار ميكند.
مردم : ... نذارين در بره... گرگ بد گنده... فرار كرد ... نترسين ما اومديم ... داشتم تمرين ميكردم. آخه
شب عروسي دارم ... خوبه فوري فهميده ن گرگه... داشتم شلوارمو اتو ميكردم. فكر كنم اتو مونده رو كتم... به موقع رسيديم. چوپون يعني اين! ... من رفته بودم گل بچينم... بريم ديگه به خير گذشت...
مردم ميروند.
خانم گوسفند: عزيزم نكه خيلي ترسيدم، بچه افتاد پايين و مُرد.
گوسفند3: آي تف به غيرتت گرگ بي شرف! زنم بچه شو سقط كرد.
چوپان: طوري نيست. برين H2O بخورين حل میشه.
گوسفند3: تو خفه شو نفهم! وقتي گرگو ازسگ تشخيص نمیدی، واسه چي اومدي زرتي چوپون شدي؟
بز1: منم يه خواهرزاده داشتم اينطوري بود. سگها خوردنش!
صحنه2
همان تپه. چوپان تكيه به درخت چرت ميزند. گوسفندان دورهم جمع شده اند و با صداهايي كه از دهانشان در مي آورند، آهنگي را اجرا ميكنند.
گوسفند1: جاز خوبي بود.
گوسفند2: كجاش جاز بود؟ سنتي اصیل بود.
گوسفند1: نخيرم جاز بود. پس چرا من اينطوري اینطوریم ميشد؟
گوسفند2: تو خودت مشكل داري جونم. به موسيقي چه مربوط؟
بز1: نه جازبود نه سنتي. پاپ بود آقايون.
بز2: هيچم پاپ نبود. يه كلاسيك دهه ی پنجاهي بود.
گوسفند1: آدمو مجبور ميكنه ها! آخه توچه ميدوني كلاسيك دهه ی پنجاهي چيه بوفالو؟
گوسفند3 با خانم گوسفند وارد ميشود.
گوسفند3: رفتيم كلي H2O خورديم!
گوسفند2: شمام تا نیگاتون روهم قفل ميشه ميرين H2O ميخورين.
گوسفند1: مثل نون سگ حرومتون باشه.
بز1: اينه كه همه ش حامله ن ديگه.
بز2: حالا خوبه يا خودش ميزنه بچه روسقط ميكنه يا آقا گرگه مياد و خانوم ازترس سقط ميكنه! والا تا الان تويله مون شده بود مهد كودک.
گوسفند3: به شما هيچ ربطي نداره كودكان!
خانم گوسفند: عزيزم يه دفه ديگه بگو همه بشنون.
گوسفند3: به شما هيچ خري نيستين!
بز2: بازم نتونست!
بز1: غلط ميكني! ايندفه بري H2O بخوري، قلم پاتو ميشكنم.
گوسفند1: محض اطمينان ايندفه مام باهاشون ميريم.
گوسفند3: اگرجرئت دارين بياين. ببينين چيكارتون ميكنم.
گوسفند2: يعني چي آخه همه ش H2o، H2O؟ مگه اينجا زايشگاهه؟
بز1: منم يه خواهرناتني داشتم اينطوري بود. سرزا رفت!
خانم گوسفند: ولشون كن عزيزم. بذارازحسادت بتركن.
گوسفند3: باشه عزیزم. هرچی تو بگی. برين، برين زنمو دعا كنين والا همه تونو حواله ی دامپزشكي میکردم. اصلاً ازحرص شمام كه شده امشب انقدر H2O ميخوريم تا خودمونم بتركيم.
چوپان: [ بيدارميشود.] بازم افتادين به جون هم؟ الهي گرگ بيابون نفله تون كنه. نميذارين آدم يه چرتم بزنه.
گوسفند1: تو كه از صبح تا حالا خوابي. مونده م اصلاً واسه چي همرامون مياي؟!
بز2: آره، خونه بموني خيال مام راحتتره. اینطوری بايد مراقب توهم باشيم.
چوپان: داشتم خواب دختر كدخدا رو ميديدم. نميذارين كاررو تموم كنم كه. تا ميخوام بله رو ازش بستونم عین بزای کوهی باهم شاخ به شاخ میشین.
بز1: كدخدا مگه بميره كه دخترشو بده به تو.
بز2: مرده بابا.
بز1: اِ! كي؟
بز2: سه ساله.
بز1: نميدونستم.
گوسفند3: اونموقع تو هنوز مادرتم معلوم نبود كيه!
گوسفند2: پس الان دخترش بي صاحبه و به چوپون مياد.
گوسفند3: پاشو يه دوري اين اطراف بزن گرگ مرگي پلاس نباشه. مثلاً توالان هم چوپوني هم سگ گله.
چوپان: اهوكي! سگم شديم پس؟!
گوسفند2: مگه چيه؟ تو وظيفه تو انجام بده. حالا چه سگ باشي چه چوپون.
گوسفند3: بچه ی من نياز به امنيت داره. بازم سقط ميشه ها.
گرگ وارد ميشود.
گرگ: لازم نيست شما به زحمت بيفتين جناب چوپون. من خودم اومدم..
گوسفند1: [ وحشت زده] اين گرگ است!
گوسفند2: از كجا فهميدي يهویی؟
گوسفند1: وقتي سگ نيست پس حتماً گرگه ديگه.
بز1: خدا ذليلت كنه چوپون! دعات مستجاب شد.
بز2: چيه، خوابت مياد؟ چوپوني مثلاً ! آژیر بکش خب.
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جون! اس ام اس بود.[ زیر نگاه آنها ] خب آره الان اصلاً وقت خوبی واسه اینکارا نیست.[ بلند] مردم گرگ... گرگ اومده آهاي ... كمك...
گوسفندان نیزبعبع ميكنند و برسروكله ی خود ميكوبند.
گوسفند3:عزيزم نترس من اينجام.
خانم گوسفند: خيلي ترسيده م عزيزم. فكركنم بچه داره مياد.
گوسفند3: [بلند] ای وای! بچه داره مياد چوپون. ماما صدا کن.
چوپان: بگو نياد گرگه ميخوردش!
گوسفند3: بچه چه ميدونه گرگ چيه آخه. فكرميكنه چیپسه!
خانم گوسفند: عزيزم ماما نميخواد. به دنيا اومد.
گوسفند3: [خوشحال] من پدرشدم. من پدرم شدم.
بز1: آخه الاغ الان تو اين هيروويروقت پدرشدنه؟
خانم گوسفند: [ميگريد.] واي عزيزم، مرده!
بز1: بيا، توعرضه ی پدرشدنم نداري.
گرگ گوشه اي ايستاده است و به داد وهواروبالا وپايين پريدن گوسفندان نگاه ميكند. مردم كه مي آيند با خونسردي ميرود. مردي بيل بدست پاچه هايش را تا زانو بالا زده است. ديگری دردستي تبرودردست ديگرش آمپول بزرگی دارد. عروس و داماد نيزدردستي گل و دردست ديگرشان چوبي بلند دارند.
مردم : ... عجب گرگه سمجيه... اين همه گوسفند از پس یه گرگ بر نميان!... داشتم آمپول زنمو ميزدم. نميدونم پس اين چوپون اينجا چيكاره ست؟.... همسايه مون تو مستراح بود. گفت دستم بنده تو برومن بعداً ميام... اين گوسفندم چقدر ميزاد! آدم ياد جوونياي خودش مي افته... مرديم ازبس بالا وپايين اومدیم ورفتیم... حالا چطوري برقصم؟ ديگه حسش نيست... برين H2O بخورين حالتون جا مياد...H2o ديگه چيه؟...
مي خندند و ميروند.
صحنه 3
همان تپه. چوپان تكيه به درخت براي گوسفندان قصه ميگويد. همه دوراوجمع شده اند وگوش ميدهند.
چوپان: ... بله، آقا گرگه كه ديد اوضاعش بد جوری برفکیه، گفت ببينين گوسفندای عزیز، شماها چه تک تک بياين جلو چه همه تون با هم، واسه من چندان فرقي نميكنه. گوسفندام كه با گفتن اين حرف، حسابي خودشونو باخته بودن، پرسيدن: مگه ميخواي چيكاركني؟ گرگه هم گفت: آخه من بهرحال فرارميكنم!
همه قاه قاه مي خندند و دست ميزنند.
گوسفندها: ... اي ول گوسفند... گلي به گوشه ی جمالت...
بزها: بي بز هرگز... مرحبا بز... حيوون فقط بز...
گوسفند1: بزي اونجا نبود كه الكي دارین خودتونو خفه ميكنين؟
بز1: چرا بود. هرجا گوسفند هست حتماً بزم هست. گوسفند بدون بز مثل زن بي شوهره.
گوسفند3: نبود آقا، نبود.
بز2: بود آقا، بود.
گوسفند3: چوپون عزيزم، بود يا نبود؟
چوپان: نه نبود.
گوسفند3: ديدي؟ نبود ديگه.
بز1: چوپون آخه توهم آدمي ديگه. اينم قصه بود مثلاً ؟ خب يه چيزي بگو مام توش باشيم. نميزايي كه!
بز2: اصلاً قصه ت خيلي چرت بود. آخه كجاي دنيا ديدن گوسفند گرگو فراري بده؟ چه غلطا! حالا اگه دو تا بزم قاطیشون بوده ن يه چيزي.
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه. چوپون اگه اجازه بدي ما بريم H2O بخوريم؟
چوپان: نخير اجازه نمیدم.
گوسفند3: غلط ميكني اجازه نميدی. من زنم حامله ست. مگه نديدي بازم سقط كرد؟
چوپان: ما رو به توچه؟ گرگه زنتو ترسوند.
گوسفند3: خب حمّال اگه تو گرگه رو فراري داده بودي كه اونطوري نميشد.
چوپان: چطوري فراريش ميدادم پروفسور؟ باهاش شاخ به شاخ ميشدم نه؟ آخه تو كدوم چوپون عاقلي رو ديدي كه خودشو فداي گوسفنداش بكنه؟
گوسفند2: آره فقط تويي كه مي فهمي! پس تو واسه چي همرامون مياي يابو؟
چوپان: اينجورمواقع فقط ميتونم جون خودمونجات بدم. بعدشم اينهمه واسه تون داد وهوارميكنم كمتونه؟
بز1: زحمت ميكشي!
بز2: من نميدونم آخه مگه تو ده آدم نبوده كه اينو حواله ی ما كردن؟!
گوسفند2: حتماً نبوده ديگه!
گرگ وارد ميشود.
گرگ: خدا رو شكر كه نيست.
خانم گوسفند: واي عزيزم فكر كنم گرگه.
گوسفند3: ديدين؟ خودش گفت. خيلي باهوشه!
گوسفند1: الان بچه شو سقط ميكنه معلوم ميشه.
گوسفند3: جناب گرگ اگه اجازه بدين منو زنم بريم آب بخوريم. حامله ست حيووني.
گرگ: همون H2O ديگه؟ واستين واسه تون آبميوه ميگيرم.
گوسفند3: اگه هم نفهميدي، هيچي ديگه.
بز2: چيه بازلال شدي نابعه؟ وظيفه توانجام بده ديگه. اين گرگه اينجا واستاده. بابات نيست كه.
چوپان داد و هوارمیکند. بقیه همراه گرگ گوشه اي ايستاده اند و به بالا و پايين پريدنهاي چوپان نگاه ميكنند. بعدازمدتي هيچ خبري ازكسي نميشود.
چوپان: پس چرا كسي نمياد؟ گلوم از كار افتاد.
گوسفند1: حتماً تو حمومن.
گوسفند2: همه كه با هم تو حموم نيستن.
گوسفند3: ازاين جماعت بعيدم نيست.
بز1: اون يكي كه تو توالته.
بز2:عروس و دومادم حتماً رفتن H2O خورون.
گوسفند1: حالا چيكار كنيم؟
چوپان: ميخواين من برم دنبالشون؟
گوسفند1: راه بهتري واسه فرارنداري؟
گوسفند3: چطوره ايندفه با هم داد بزنيم. جناب گرگ اگه زحمتتون نميشه شمام يه دستي بندازين بهش!
گرگ: بيخود داد و هوار نكنين كه هيشكي نمياد. مردم ازآدمايي كه هميشه راست ميگن خوششون نمياد. صداقت زياد كلافه شون ميكنه. آخه آدماي راستگو اغلب دردسرن. حيوونیا چقدر بايد از اين تپه بالا بيان و پايين برن؟ از كت و كول افتادن خب. هر چيزي يه حدي داره آقايون. و شما ديگه گندشو درآوردين.
بز2: اينطوري منو نگاه نكن گرگی جون. رژيم دارم و گوشتم تلخه.
خانم گوسفند: عزيزم بچه بدنيا اومد.
گوسفند3: مرده؟
گرگ: ميميره!
موبایل بز2 زنگ میزند. همان آهنگ شاد را دارد. گرگ که انگاربه قضیه آشناست نزدیک میرود ودست دردست آنها میرقصد. اما اینباررقصشان بیشترشبیه رقص مرگ است.
بز2: بسه دیگه طرف ناراحت میشه.[ جواب میدهد.] جونم عزیزم... نه داشتم کفنمو میدوختم... باشه اما فکر نکنم تو شگم گرگ آنتن بده. به خواهرتم سلام برسون. بگو خیلی خاطرشو میخواستم. خداحافظ رفیق!
گرگ: خب حالاازکی شروع کنیم؟ خانوم ظاهراً ازبس H2o خورده ن ازهمه مامانترشده ن.
بز1: منم يه دوست دختر داشتم اينطوري بود. اولين باراز اون شروع كردن.
نور تا ابد میرود.
رسول بانگین
آذر ماه 86ـ ارومیه
گوسفند1: ميگين يه خودكارقرمزباباش ميميره ويه هفته سياه مينويسه. [همه به شدت میخندند.]حال کردین؟
گوسفند2: آره اما خیلی تکراری بود.
گوسفند1: پس چرا خنديدين؟
گوسفند2: گوسفنديم آخه. نخنديم شک ميكنن.
بز1: حالا بذار من يكيشو بگم.
بز1: آره. به يه باربر ميگن يه كاميون پول بهت بديم چيكارش ميكني؟ ميگه چند ميدين خالیش كنم؟
همه به شدت مي خندند. گوسفند 3 و خانم گوسفند که آرایش غلیظی دارد می آیند.
بز2: جمعمون جمع بود، الاغمون كم بود.
گوسفند3: الاغ باباته! [ به گوسفند2 كه به خانم گوسفند زل زده است.] هي، ميخوای چشاي خودمم بهت قرض بدم؟ خجالت نميكشي اينطوري به ناموس مردم زل ميزني؟
گوسفند2: اين ناموس توئه ؟
گوسفند3: پس نه ، ننه ته !
گوسفند2: خجالت نميكشي ناموستو اينطوري مياري بيرون؟! .
بز1: باباي منم ناموسشو اينطوري ميبرد بيرون. يونجه زياد خورد مُرد!
گوسفند3: ببينين كودكان! به شما هيچ ربطي نداره.
خانم گوسفند: عزيزم يه بار ديگه بگو همه بشنون.
گوسفند3: به شما هيچ گهي نيستين!
گوسفند1: این توعمرش نتونسته یه جمله رو دوبار بگه.
خانم گوسفند: من تشنه مه عزيزم. ميرم یه قلوب H2O بخورم.
گوسفند3: اي خاک برسراينا. H2O ديگه چيه؟! ازاين زهرمارا نباشه كه آدما كوفت ميكنن!
خانم گوسفند: وا! چقدر بي كلاسي عزيزم ! منظورم آبه ديگه. [ميرود.] اومدی؟
گوسفند3: می بینین؟ خيلي با كلاسه!
بز2: خودت چي بي كلاس؟
گوسفند3: آدم که زنش با كلاس باشه خودشم با كلاس ميشه. البته شما هيچكدومتون آدمم نيستين.[ گوسفند2 مي خندد.] چيه مثل بوزينه هاي قرن بيستم هرهر داري مي خندي؟
گوسفند2: [ به تندی] بوزينه ديگه چيه؟
گوسفند3: يه جونور عین خودت.
گوسفند2: ها، فكر كردم فحشه!
بز1: عموي منم اينطوري بود. همه ش هرهر مي خنديد. رفت زير تراكتور!
گوسفند3: ببینین کودکان، لپ جیگری کلام اینه: ما یه ربع پیش با هم ازدواج كرديم و ميخوايم حسابي هم خوش بگذرونیم وعشق و حال بکنیم. فهميدين يا نه؟ [ جوابي نمي آيد.] اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
گوسفند1: آدم با شيطونم ازدواج كنه اوايل بهش خوش ميگذره!
گوسفند3: من رفتم H2O بخورم. [ميرود.] شمام درد بخورین مجردهای بدبخت!
بز2: بيا، نذاشتين زنش بمونه اينجا و يه خورده سرگرم شيم. حالا بازمونديم معطل.
بز1: من يه جک بگم ؟
بز2: همون باربره ؟
بز1: آره ديگه.[همه به شدت مي خندند.] من كه هنوز تعريف نكرده م.
گوسفند2: خب ميدونيم چيه ديگه.
موبایل بز2زنگ میزند. خوشحال و مسرورهمراه با آهنگ شاد آن دست دردست هم میرقصند.
گوسفند1: ورنداری گوشیتو. بذار یه خورده حال کنیم بعد ...
بز1: ... اوه... جونم....
گوسفند2: زنگ موبایلتو عشقه...
بز2: بسه دیگه طرف پشت خطه.[ به موبایلش جواب میدهد.] جونم عزیزم ... نه پشت اینترنت بودم نشنیدم. [ میرود و گوشه ای لم میدهد .] آره با یکی از رفقای اونور تپه چت میکردم.
گوسفند2: رفت تا یه ساعت دیگه لاس بزنه.
گوسفند1: چوپون برام گوشی نگیره، گوشی خودشو قورت میدم. بعد ببینم چطور میخواد درش بیاره!
بز1: عمراً بتونه.
گوسفند1: نیگاش کنین. همه ش خوابه. ببين ما رو به كي سپردن!
گوسفند2: گرگ بياد و بخوردمون كي پاسخگوئه ؟
بز1: لابد گرگه ديگه!
گوسفند2: ما فامیلامون توده بالان. چوپون دارن یه تنه صدتا گرگو حريفه. چه صدایی هم داره بی پدر! يه ريز واسه شون میخونه و میرقصه. آدم تو همچین فضای ملسی پهنم نشخوار بكنه چاق ميشه خب.
گوسفند3: [ سرخوش وارد میشود.] آقای با کلاس اومد.
گوسفند1: پس زنت كو؟
گوسفند3: حامله بود فرستادمش يه گوشه استراحت كنه. تو چش نباشه بهتره. چش ميخوره!
بز1: خب مياورديش اينجا. تنهايي حوصله ش سرميره ها.
گوسفند3: آره، بيا دنبه مو بخور! ميخواين واسه خودتون مشغوليت درست كنين نه ؟
بز1: فحش نده يابو! ميزنم اوراقت ميكنم ها. نگي زنم حامله ست هيچي بهم نميگن.
گوسفند3: آره!؟ بيا بزن بينم. پسرمن روزي صدتا مثل تو رو جيگري ميكنم ميدم سگ همسايه مون ميخوره.
گوسفند 1: حالا چرا سگ همسايه تون؟
گوسفند3: آخه ما خودمون سگ نداريم.
همه قاه قاه مي خندند.
بز2: هش! چه خبره تونه؟ مگه نمی بینین دارم با دوست دخترم حرف میزنم ؟
بز1: مرده شور خودت و دوست دخترتو ببره.
گوسفند3: ببین چه بزیه شده دوست این!
گوسفند2: قراره با چوپون هماهنگ کنه بیاردش تو گله.
بز1: چوپون انقدرام پپه نیست. محاله رضایت بده.
گوسفند1: باید خرش کنیم که قبول کنه. مشغولیت میشه برامون.
بز1: این چوپون خودش کلی خره. خرتر نمیشه که.
بز2: [ صحبتش تمام شده و نزدیک می آید.] چیه تپه رو گذاشتین رو سرتون؟ الان طرف فکر میکنه با چه جکو جونورایی هم آغورم.
گوسفند3: غلط میکنه. مگه کیه ؟ بزه دیگه!
بز2: غلطو تو میکنی با اون زن H2oخورت... ولم کنین ببینم...
یکی دو لگد بسوی هم حواله میکنند. چوپان بیدار میشود.
چوپان: چه خبرتونه نميذارين يه چرت بخوابيم حيوونا؟
گوسفند2: دهه! بدهكارم شديم.
بز2: حتماً باید بزنیم همدیگه رو بکشیم که تو بیدارشی؟
گوسفند3: حيوون ايل و تبارته!
بز1: فقط بلدی بخوری وبخوابی که الهی اینباردیگه خواب آخرت باشه! مردم چوپون دارن کدخد ایی لایقشه.
چوپان: میگین چیکار کنم؟ نشینم باهاتون جک بگم؟!
گوسفند1: لازم نکرده. یه بارگفتی همه مون ستلجم شدیم. لااقل چند تا الاغ قاطیمون میکردی بلکه یه تنوعی ایجاد میشد الاغ.
چوپان: آخه تو چه میدونی تنوع چیه گوسفند ؟
گوسفند1: فعلاً که تنها تنوع گله مون خود الاغتی. آدم گوسفند باشه بهترازاینه که چوپونی مثل تو باشه.
گوسفند3: چوپونا نوکر گوسفندان!
چوپان: گوساله من نباشم که شماها همه تون ان گرگین.
بز1: نکه خوب هستی! ماها رو سیلم ببره نمیفهمی.
گوسفند2: اصلاً ایندفه همه مون میریم گموگور میشیم. تا حالاشم کلی آدمیت به خرج دادیم پهلوت موندیم.
بز2: پس چی؟ گوسفندای جماعتو ندیدی که. همه شون یه مشت خرن!
چوپان: مثلاً كجا ميرين؟
گوسفند1: ميريم يه چوپون آدم پيدا ميكنيم كه يه حالي بده بهمون. يه ترانه اي، يه جكي، يه میمون بازیی.
چوپان: نفهميدم چطورشد؟! ميخواين یه دورسواري هم بدم بهتون؟
بز1: نه پس تو بيا سوارما شو؟! چقدرخره اين خدا!
بز2: مگه قرار نبود گيتار خواهرتو بياري واسه مون بزني؟
چوپان: نميده بهم.
گوسفند3: لااقل تنبک مامانتو مياوردي.
چوپان: سوراخ شده.
گوسفند2: شيپور بابات چي؟
چوپان: رفته جشنواره.
گوسفند1: دهل عموت؟
چوپان: رفته عروسي.
بز1: اورگ عمه ت؟
چوپان: خودش كلاس ميره.
بز2: سرناي خاله تو مياوردي خب.
چوپان: سرنا بلد نيستم بزنم.
بز2: گردنت بشكنه. پس تو چي بلدي؟
گوسفند3: بلده بخوره و بخوابه وخواب دختر مردمو ببينه.
بز2: ميگم چطوره دكش كنيم بره. مفت نمي ارزه. همه ش هزينه ست.
گوسفند1: آره، باباش همرامون بياد بهتره. ليسانسم داره.
چوپان: صبر کنین یه اس ام اس بزنم آبجی تون دل نگرون نشه بعد. [ با موبایلش ور میرود.] ... من اینجام دلبرم. آی لاو یو خیلی زیاد ... خب رفت. حالا میگین من چه خاکی بریزم تو سرتون؟
گوسفند3: يه كاري كن حوصله مون سرنره. البته بيشتر بخاطراينا ميگم. آخه نه زن دارن حیوونیا نه یه چوپون درست وحسابي! [خانم گوسفند وارد ميشود.] اِ، عزيزم چطوری اومدي اين بالا؟ برات بد نباشه؟
خانم گوسفند: پايين حوصله م سررفت.
گوسفند2: بيا، زن اينم حوصله ش سررفت. خاک تو سرت، آخه تو چه جور چوپوني هستي؟
چوپان: خب به من چه؟ لابد سررفتن حوصله زناتونم تقصيرمنه؟
گوسفند3: پس چي كه تقصير توئه. مگه زناي ما آدم نيستن؟
چوپان: ميخواين آقا گرگه رو صدا بزنم بياد و يه حالي بده بهتون؟ چقدرگوسفندين شماها!
بز1: با دهنت حرف بزن ها. گوسفند جد و آبادته!
چوپان: ها، يه فكري.
گوسفند2: اِ ! فكرم ميكني؟
چوپان: زر نزن حالا.
بز2: تو زرتو بزن حالا.
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جواب اس ام اس اومد. [ میخواند.] ... منم آی لاو یو خیلی. قرارمون امشب تو تویله ی همیشگی... جونم شارژم کرد.
گوسفند3: حالا بگو فکرتو تا شارژت تموم نشده.
چوپان: آهان! حالا بگوش ببین چی میگم.
گوسفند1: گوشیدیم. جون بکن.
چوپان: داد وهوارراه میندازيم كه آي گرگ اومده و آي گرگ اومده. بعد اهالي ده بدو بدو ميان اين بالا و ديگه خودت بگيرتا آخرشو...
بز2: بیا، نگفتم؟ بابا تومستعدي. فقط فكر نميكني تا اين استعداد گندت شكوفا بشه.
بز1: منم يه دايي داشتم اينطوري بود. سيل با خودش بردش.
چوپان: هميشه همينطور بوده. سيل متفكراي گوسفند رو با خودش ميبره.
بز1: ها ...؟! برو خدا رو شكر كن نفهميدم چي گفتي.
گوسفند3: فقط صداي بع بع تون خيلي بلند نشه. زنم حامله ست براش اصلاً خوب نيست.
گوسفند1: خب زنتو ببراونورتر. گرگ بياد نميتونيم واسه ملاحظه ی زن جنابعالي خفه خون بگيريم كه.
گوسفند3: نگفتم خفه خون بگيرين. گفتم يه خورده يواشتر.
بز2: آخريواشترخفه خونه ديگه.
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
خانم گوسفند: من طوريم نميشه عزيزم. اتفاقاً هيجان برام خوبه.
گوسفند3: راست ميگي؟ شنيدين؟ هيجان واسه خانوم خوبه. تا ميتونين خودتونو جربدين.
چوپان: خب ديگه ببينم چيكارميكنين. ميخوام مردمو ازتو حمومم بكشين بيرون.
گوسفند1: حموم چيه؟ بگو اززيرلحاف.
گوسفند2: همچين كه مرغ پخته م خنده ش بگيره.
چوپان: حالا هركي بره سرجاي خودش وآماده باشه. تو هم موبایلتو خاموش کن بزی. وسط معرکه زنگ بزنه همه رقصشون میگیره.
بز2: نمیشه چوپونی. باید اورژانسی دم دست باشم. دوست دخترم زنگ بزنه نگرون میشه. مثل تو بی صاحاب نیستم که.
چوپان: برو یه جا بتمرگ بابا. توفعلاً فقط یه دونه صاحاب داری اونم منم. همه حاضرن ؟
همه سرجاي خود مستقرميشوند وآماده براي شروع كار. چوپان ناگهان وحشتزده ازجا برميخيزد و«گرگ، گرگ» ميگويد. گوسفندان نيزاينسووآنسوميدوند و بعبع کنان برسروكله خود ميزنند. مردم آبادي با تبرو بيل و كلنگ و چوبهایشان می آیند. يكي ازداخل حمام بيرون دويده است و آن يكي كمرشلوارش بازاست. ديگري لباس خواب به تن دارد وآن ديگري نصف ريشش را تراشيده و نصف ديگرش بجاي مانده است.
مردم : ... كو گرگ؟ ... كجا رفت؟ ... كي زخمي شده ؟ ... نشونم بدين... مي كشمش ... دررفت؟...
چوپان وگوسفندان لحظه اي مي مانند و سپس انفجارخنده. مردم تحقيرشده به هم نگاه ميكنند.
مردم : سركاري بود؟! واقعاً كه ! ... خجالت داره! دوهفته بود حموم نكرده بودم ... مستراح باشي و يهو يكي بگه «گرگ،گرگ»! ... خوب شد رگمو نزدم. قباهت داره ... داشتم خواب رنگي ميديدم... بريم بابا...
مردم ميروند. چوپان و گوسفندان از بس خنديده اند، ناي حركت ندارند.
صحنه 2
همان تپه. چوپان به درخت تكيه داده است وبا موبایلش ور میرود. بز2 نیز زیرسنگی لم داده است با موبایلش صحبت میکند. بقیه هم گوشه اي افتاده اند.
گوسفند1: ميگم حال مردم چطوره؟
چوپان: همه دلخورن.
گوسفند2: بيخود! مگه چيكاركرديم ؟ ورزش براشون مفيده.
چوپان: منم همينو بهشون گفتم.
بز1: ميگم چطوره يه بار ديگه م گرگ بياد.
بز2: آي گفتي. توعمرم قد ديروز نخنديده بودم.
گوسفند3: موافقم. هيجان واسه زنم خوبه.
خانم گوسفند: عزيزم خيلي ممنون كه تو فكرمني!
گوسفند3: اختيار داري خانوم. اين گوسفندا همه نوكرشمان!
گوسفند1: پهه!!
چوپان: من چي؟!
گوسفند3: تو آدم نيستي كه!
بز1: خب نظرتون چيه ؟ مي خنديم ها!
چوپان: باشه. فقط ايندفه شلوغترش كنين. ميخوام شلوارشونم نتونن بكشن بالا. تو هم تمومش کن دیگه بزی. چه غلطی کردیم موبایل دادیم دستش.
گوسفند3: بله!
گوسفند1: برای منم باید بخری چوپون. تو داری بین بزا و گوسفندا تبعیض قائل میشی. گفته باشم بعد نگی گوسفندن و هیچی حالیشون نیست.
چوپان: نکه خیلی با شعورین! مال اینم اززبونم دررفت والا آخه بز و موبایل؟ خرشدم دیگه.
گوسفند3: بله.
چوپان: بله و زهرمار! زنت اینجاست و هیچی بهت نمیگم دیگه پررو نشو.
بز2: [ موبایلش را قطع میکند.] چیه بابا؟ چش ندارین ببینین دودقیقه دارم با دوست دخترم صحبت میکنم؟ بازم همون فیلمه ست؟ خيالتون تخت. يه بعبعي بكنم كه خیال كنن آقا گرگه داره خرخره مو میجوه.
خانم گوسفند: واي من از هيجان دارم غش ميكنم.
گوسفند3: وا! مگه نگفتي هيجان واسه ت خوبه عزیزکم؟
خانم گوسفند: خب حتماً خوبه كه دارم غش ميكنم ديگه.
گوسفند3: [ نمي فهمد.] ها؟! ... اين گوسفندي هم اینش بده. آدم خيلي از چيزا رو نمي فهمه!
چوپان: شروع ميكنيم. سه ، دو، پنج.
چوپان «گرگ، گرگ» ميگويد وبرسروكله ی خود ميكوبد. گوسفندان نيز صورتشان را ناخن ميكشند و جيغ وداد و بعبع ميكنند. مردم بيل و كلنگ وچوب بدست، نفس زنان می آیند. يكي شلوارش را بالا نكشيده و آفتابه ای هم بدست دارد. آن يكي بچه اي در بغل دارد و با شيشه شير، شيرش ميدهد. ديگري باقي مانده ی لقمه دهانش را ميجود وآن ديگري دردستی چوبي و در دست ديگرش دسته گلي دارد.
مردم : ... بگيرينش... ميكشمش... گرگ بد گنده... كي روخورده؟... برين كنار... پس كوشش؟...
لحظه اي سكوت و سپس شليک خنده ی چوپان و گوسفندان. مردم خشمگين به يكديگر نگاه ميكنند.
مردم : ... بازم؟ ... تف! قبيحه!... فرصت نكردم شلوارمم بكشم بالا... از صداقت ما داره سوء استفاده ميشه... وسط راه فهميدم لقمه تو دهنمه ... با مامانم ميرفتم خواستگاري... داشتم بچه رو مي خوابوندم. آخه امروز شيفت منه... چوپون وگوسفند همدست بشن اينطوري ميشه... شرم باد شمايان را... زنده باد گرگ ...
مردم غرغر كنان ميروند. چوپان و گوسفندان بهم نگاهی ميكنند و دوباره به شدت مي خندند.
خانم گوسفند: اي واي عزيزم ديدي چي شد؟
گوسفند3: چي شد؟
خانم گوسفند: از بس خنديدم بهم فشاراومد و بچه داره مي افته پایین.
گوسفند3: ای داد ! نخندين بي شرفا مگه نمي بينين زنم داره فارغ ميشه؟
خانم گوسفند: عزيزم وقت تنگه، برو ماما صدا كن.
گوسفند3: هوي چوپون، الاغ برو ماما صدا بزن، زنم داره ميزاد.
بز2: صبر کنین من الان به دوست دخترم زنگ میزنم بیاد.
چوپان: بیخود! من خودم مامام. برين كنار بينم، برين كنار. آقايون خواهشاً گمشين برين اونور. به چی دارین نیگاه میکنین آخه ؟ مگه ننه تونه ؟ نورهم بره.[ نور میرود.] ای بابا اینطوری که منم نمی بینم!
صحنه 3
همان تپه. چوپان تكيه به درخت خواب است. گوسفندان هر يك گوشه اي پلاس اند. بز1 و بز2 پفک ميخورند. گوسفند3 و خانم گوسفند، بچه به بغل وارد ميشوند.
گوسفند3: رفته بوديم H2O بخوريم.
گوسفند1: شماها چقدر H2O ميخورين! نتركين.
گوسفند2: انقدر ميرن H2O ميخورن تا که دوباره حامله بشن.
خانم گوسفند: اتفاقاً هستيم.
گوسفند2: بيا، نگفتم؟
گوسفند3: به شما هيچ ربطي نداره. يه بارديگه م بگم؟
گوسفند1: چطورربط نداره؟ علف و پوست هندونه كمه. جمعيت كنترل نشه فردا بايد پشكل بخوريم.
گوسفند3: ول كن بابا. اينا حرفاي آدمای الافه. آدم تشنه ش بشه، H2O ميخوره ديگه. [ به بز1 و بز2] چي دارين ميخورين كودكان؟
بز2: پفكه. عمو چوپون واسه مون خريده.
گوسفند3: اِ!عمو هم شد؟ تا دیروزخرم نبود که!
بز1: هر كي واسه مون پفک بخره عموه.
گوسفند3: شماها پهن هم مي خورين! اين چيه آخه؟!
بز1: منم يه باجناق داشتم اينطوري بود. همه چي مي خورد. اسهال شد روده مودشم افتاد پایین ومرد!
گوسفند1: پس خودت چرا ميخوري؟
بز1: خوشم مياد! آدم دست عموشو رد نميكنه که.
گوسفند2: درد بخورين!
پفک را تمام ميكنند و كيسه اش را گوشه اي مي اندازند.
گوسفند3: اينجا آشغال نريزين آشغالا. مگه نمي بينين زنم حامله ست؟
بز2: چه ربطي داره اونوقت؟
گوسفند3: نظم موجود در درونش بهم مي ريزه.
بز1: زرت!
گوسفند3: زرت و زهرمار! بزنم دو تاشي پهن خور؟
خانم گوسفند: تازه بچه ببينه اونم ميخواد.
بز2: خب واسه ش بخرين خانوم جون.
خانم گوسفند: من به بچه م از اين آت آشغالا نميدم بخوره.
بز1: پس بازم زرت!
گوسفند3: پس بازم زرت و زهرمار! زرت و مرض! زرت و درد! قتل يارو خرسه رو انداختم گردن گاوه، گردنش شكست. كاري نكن بيگاري الاغم بندازم پشت تو، كمرت بشكنه.
بز1: غلط ميكني. همچين با لگد بزنم يكيش به توبخوره، يكيش به ديوار. نگي پدرشدم وهيچي بهم نميگن ها.
گوسفند3: كدوم ديوار؟! بيا بزن ببينم.
بز2: بروجلو، بروجلو من اينجام.
خانم گوسفند: ولش كن عزيزم! نميخواد بخاطر من بزني يكي روسقط کنی.
گوسفند3: بيا، اين زنه و شمام مردين! انسانيتو بايد اززن من ياد بگيرين. مي بينين چه عطوفتي داره؟!
گوسفند1: از بس H2O خورده اينطوري شده.
گوسفند2: اين H2O يه چيزي توش هست كه اينا هي ميخورن و حامله ميشن. مام حامله نشيم يهو!
چوپان: [ بيدار ميشود.] چيه باز افتادين به جون هم!؟ آخه من از دست شما چه خاكي بريزم توسرم؟!
گوسفند3: اينا به من و زنم حسوديشون ميشه. ميگن نبايد H2O بخورين.
چوپان: H2O ديگه چيه؟
همه ی هرهر مي خندند.
گوسفند1: چقدر گاوه این خدا!
گوسفند3: H2O همون آبه ديگه چوپون.
چوپان: خب مي ميرين بگين آب؟
گوسفند1: پس كلاسش چي ميشه؟
چوپان: آخه گوسفند و كلاس؟!
گوسفند2: پس نه، آخه چوپون و مدرسه؟!
چوپان: من اندازه ی يه مدرسه كلاس دارم ببعي. حالا ول كن اینو. يه جورايي بفهمي نفهمي پكرم. یه عالمه اس ام اس رد کردم ولی بی جواب موندن تا حالا. با يه بازي جديد چطورين بلکه یه شارژبشیم همچین؟
بز2: چه بازيی؟
چوپان: داد ميزنيم که آي گرگ اومده وآی گرگ اومده. بعدش مردم ميان و ...
گوسفند2: اين كجاش جديده؟
چوپان: آخه نكه گوسفندين، گفتم شايد براتون جديد باشه!
بز1: حيف كه اينجا زن و بچه هست و الا يه چيزي بهت مي گفتم قفل كن شاسگول.
خانم گوسفند: ميخواين من برم و شما حرفتونو بزنين. بچه رو بده من عزيزم.
گوسفند3: ايناحرف دارن اونوقت تو ميخواي بري؟ واسه چی؟ گردنشون نشكسته كه. خب برن يه جا ديگه.
بز1: بي خيال بابا، من حرفمو پس گرفتم. اين چوپون لياقت فحش خواهر مادرم نداره.
چوپان: همون بهتر. حالا سر پستاتون مستقرشين كه ميخوايم بتركونيم. ايندفه ميخوام بچه قنداق بدست برسه اين بالا و مامان جونشم دنبالش.
خانم گوسفند: اين صداي چي بود؟
بز2: صدا؟ صدايي نبود.
خانم گوسفند: چرا من يه صدايي شنيدم.
بز1: خانوم شما همچين ميزون نيستين. حتماً صداي تحولات دروني تونوشنيدين.[همه میخندند.] آی گفتم!
گوسفند3: درد و بلا! هنوز نميدونين با يه خانوم محترم حامله اينطوري حرف نميزنن؟
بز1: خانم تو كه هميشه حامله ست. اونوقت ما كي بايد حرفای اينطوري مونو باهاش بزنيم؟
گوسفند1: بايد منتظر شيم كلاً فارغ شه!
چوپان: خفه شين بينم. انگار منم يه صدايي شنيدم.
بز2: نکنه تو هم حامله ای چوپون!
گوسفند3: آره انگاری فضا مشکوکه. همه ی گوشها تيز. حالت فوق العاده.
همه گوشهايشان را تيز ميكنند. گرگي از پشت سر وارد ميشود.
گرگ: منم یه صدايي شنيدم.
گوسفند3: توغلط ميكني! يادتون باشه كه اول ازهمه زن من بود كه شنيد. اِ ... تو ...تو يه گرگي؟ آقايون خاک تو سرم يه گرگ اينجاست.
همه با ديدن گرگ وحشت زده بر سر و صورتشان ميزنند و داد و هوار میکنند.
همه : بدادمون برسين گرگ... كمك، كمك... من زنم حامله است به دادش برسين... بابا آخه الان چه وقت توالت رفتنه؟... حمومي كمك! ... گرگ حمله نموده است... الهي زير لحاف خفه شين... كمك ...كمك...
گرگ: [ آرامشان ميكند.] آقايون، آقايون، آروم باشين خواهشاً. تا فردا شبم هواربكنين كسي این بالا نمياد. آخه فکرمیکنن بازم دارین سرکارشون میذارین. وقتي دروغكي گرگ، گرگ ميكردين من اون پايين همه چي روداشتم ميديدم. الانم كه ديدم فرصت محيا شده اومدم خدمتتون. مردم از دروغگو جماعت خوششون نمياد. پس بيخودي گلوتونو پاره نكنين و بذارين منم درسكوت كامل كارمو بكنم. خب اول از كي شروع كنيم؟
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جون، شارژم کرد!
گوسفند3: آقاي گرگ اجازه ميدين منو زنم بريم H2O بخوريم؟
گرگ: H2O ديگه چيه؟
همه هرهر مي خندند.
گوسفند1: چقدرخره این خدا!
بز1: منم يه عموزاده داشتم اينطوري بود.[ با صداي لرزان] گرگ خوردش!
قسمت دوم: چوپان راستگو
صحنه 1
تپه اي زيبا با تك درختي. چوپان تكيه به درخت چرت ميزند وگوسفندان وبزان نشسته اند و بازي ميكنند.
گوسفند1: سوار چوپون شدم. رفتم بازارو توخيابون 2 تا آدم الاغ ديدم.
گوسفند2: چرا 2 تا؟
گوسفند1: پس چند تا؟
گوسفند2: 3تا.
بز1: چرا 3 تا؟
گوسفند2: پس چند تا؟
بز1: 5 تا.
گوسفند3: چرا 5 تا؟
بز1: پس چند تا؟
گوسفند3: 4 تا.
بز2: چرا 4 تا؟
گوسفند3: پس چند تا؟
بز2: يه دونه.
گوسفند1: چرا يه دونه؟
بز2: پس چند تا؟
گوسفند1: 3 تا.
بز1: چرا 3 تا؟
گوسفند1: پس چند تا؟
بز1: 2تا.
گوسفند2: چرا 2 تا؟
بز1: پس چند تا؟
گوسفند2: 4 تا؟
بز2: چرا 4 تا؟
گوسفند2: پس چند تا؟
بز2: صد تا.
گوسفند2: عجب بز خري هستي ! آخه مگه ما صد نفريم كه تو ميگي صد تا؟!
بز2: به من چه؟ من دوست دارم خيابون كه رفتم يهو صدتا آدم الاغ ببينم.
گوسفند2: مگه تا حالا نديدي؟
بز2: چرا ولي حال نداده. ميخوام بازم ببينم.
گوسفند1: تو برو ايندفه قول ميدم به جای صد تا آدم الاغ صد تا بزالاغ ببيني.
بز1: شايدم صدتا گوسفند الاغ!
خانم گوسفند: اي واي الان باز دعوا ميشه. عزيزم يه كاري بكن خب.
گوسفند3: راست ميگه ديگه. الان باز دوباره مثل اسب و قاطر مي پرين به هم و بعد عین هفته پیش ناغافل يه جفتک ميخوره تو شكم زن بدبخت منو بچه ش سقط ميشه. چيه، ميخواين اين يكي بچه شم سقط كنين نه!؟ مگه نمي بينين حامله ست؟
بز1: مثل اينكه اون جفتكو تو زدي بهش ها!
گوسفند3: خب آخه بز نفهم، اگه تو جا خالي نميدادي كه اونطوري نميشد. من اومدم شما دو تا نره خر رو سوا كنم كه اونطوري شد ديگه.
بز2: اونم با جفتک!
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه!
گوسفند2: بهتره براي شادي روح اون طفل معصوم كه بخاطر خريت پدر الاغش اونطور ناجوونمردانه تلف شد، يه دقيقه سكوت بكنيم.
گوسفند1: يه دقيقه صرف نميكنه. بيشترش كن بصرفه.
گوسفند2: 4 دقيقه ش ميكنيم.
گوسفند3: من مخالفم. زنم حامله ست و نميتونه 4 دقيقه سكوت بكنه. بهش فشارمياد و اين واسه بچه ش اصلاً خوب نيست.
گوسفند1: 3 دقيقه.
بز1: عمراً بذارم. من از اعداد اول خوشم نمياد.
بز2: ميگم چطوره يه ساعتش بكنيم بلكه يه دو دقيقه اي تو اين خرابشده سكوت برقرار بشه.
گوسفند3: بيا، بعد ميگن بزا خرن و آقا ناراحتم ميشه!
گوسفند خانم : عزيزم 20 ثانيه ش بكنين به افتخار بيستمين بچه اي كه حامله م.
گوسفند3: فكر به اين ميگن. زن نيست كه، مدرسه ی تيزهوشانه !20 ثانيه تأييد ميشه.
بز1: يكي تايم بگيره. سکوت مطلق.
گوسفند1: من دارم تو دلم مي شمارم.
گوسفند2: بلدي تا بيست؟
بز2: خفه شو الان قاطي ميكنه.
گوسفند3: قاطي كرده.
خانم گوسفند: مثلاً سكوت كرديم ها!
گوسفند3: باشماست. خفه شين.
گوسفند1: 16، 19، 20 تموم شد. روحش خندون. خدا خيلي دوستش داشت كه به اين زودي از دست جفتکهاي باباش خلاصش کرد.
بز1: خدا به زنشم رحم كنه!
موبایل بز2 زنگ میزند. همه پرسروصدا برمی خیزند و دست دردست هم با آهنگ شاد آن میرقصند.
گوسفند1: جواب ندی گوشیتو یه تنی بجنبونیم ...
بز2: بخاطر شمام که شده آهنگ زنگشو عوض میکنم.
گوسفند3: ... چه حالی میده... جونم...
بز1: ... به سلامتی همه ی حیوونای باحال یونجه خور...
گوسفند2: ... هوهو... ناز جیگرت...
گوسفند3: با کی بودی؟
گوسفند2: برو بابا ... هوهو...
خانم گوسفند: کاش بارم سنگین نبود! دلم لک زده واسه یه دوررقص.
گوسفند3: دارم به جای توهم میرقصم عزیزم ... نیگاه... جونم...
بز2: بسه تونه دیگه. دوست دخترمه مثلاً. نباید معطل شه. [ جواب میدهد.] جونم عزیزم... نه داشتم مطالعه میکردم صدای زنگتو نشنیدم. آخه ازاین آهنگ ملایما گذاشته م.[ گوشه ای لم میدهد.] جونم بگو...
بز1: کم بود ولی چسبید. این چوپونم كه مثل هميشه خوابه.
گوسفند1: مفتخوربي خاصيت! منكه عارم ميشه جايي بگم چوپون دارم. شيطونه ميگه با لگد برم تو شكمش.
گوسفند3: تو شكمش نزن الا غ، شايد حامله باشه!
بز1: منم عموي بابام اينطوري بود. همه ش مي خوابيد. آتشفشان قورتش داد!
گوسفند2: [ بلند] هي چوپون! پاشو ديگه گوساله. چقدر ميخوابي آخه؟
گوسفند1: پاشو يه خورده مشغولمون كن. پوكيديم ازخماري!
بز2: هوي نره خر!
بز1: پاشو ديگه خوش خواب!
خانم گوسفند: [ با عطوفت ] آقاي چوپون... آقاي چوپون؟
گوسفند3: [عصباني] پاشو ذليل مرده! مگه نميشنوي خانمم داره صدات ميزنه؟ [ لگدی به شكمش ميزند.] پاشودیگه دراز گوش دراز!
گوسفند1: بيا، الان اگه اينم سقط نكرد!
چوپان: [ وحشت زده ازخواب ميپرد.] ... ها، چيه ؟ چي شده ؟ گرگ اومده ؟ ... كي بود منو زد؟
بز1: اين بود، اين بود.
گوسفند3: من؟ من كي زدمش ؟
بز2: [ همینطور که دارد با موبایلش صحبت میکند.] چرا، خودش بود.
چوپان: دست رو چوپونت بلند ميكني ها؟!
گوسفند3: دروغ ميگن به جون زنم!
خانم گوسفند: بله آقاي چوپون. شوهر من بيگناهه.
گوسفند3: ديدي؟ اين بزا آدم نيستن كه! يه مشت دروغگوي كثيفن. آخه بزجماعت كي قابل اطمينان بوده كه توئه گوسفند الان داري به حرفشون گوش ميدي؟ اونم اينا! مثلث برمودا كه ميگن، اين دو تان ديگه.
گوسفند2: مثلث برمودا كه بايد سه تا باشه. مثلث سه ضلع داره. اينو حتي اين چوپونم ميدونه.
گوسفند3: اينا دو نفري، سه تان. حالا خودت بروحسابشو!
چوپان: خب حالا چرا بيدارم كردين؟ تازه داشتم با دختركدخدا جورميشدم. نمیذارین که.
گوسفند1: اونو دیگه با خودت سیاه بخت نکن. حوصله مون سررفته بود گفتيم يه دهن برامون بخوني.
چوپان: آخه من كي واسه شماها خونده م كه اين باردومم باشه؟
گوسفند1: راست ميگي ها. عرضه نداري كه. گندت بزنه! برو بگيربميربخواب!
گوسفند2: تقصيرما چيه اونوقت؟ همينطوري الاف بشينيم و بروبر به زن اين نیگاه بكنيم؟ مرديم آخه!
گوسفند3: بي شرفا! مگه زن من سينماست؟!
گوسفند1: مگه قرار نبود واسه منم موبایل بگیری؟ آخه من چیم ازاین بز پاپتی کمتره؟
گوسفند3: واسه زن منم باید بگیری. موسیقی واسه رشد جنینش خوبه.
چوپان: زن توغلط میکنه با این. مگه موبایل، ماهواره ست؟! اينهمه علف، برين بچرين خب.
گوسفند2: همچين ميگه علف انگار واسه مون پيتزا آورده. من انقدرخورده م دارم ميتركم.
بز1: منم یه برادر ناتني داشتم اينطوري بود. همش میخورد . آخرشم حلبي خورد، مُرد!
بز2: [ که صحبتش با موبایل تمام شده است و نزدیک می آید.] چوپون مگه قرار نبود هماهنگ کنی دوست دخترم بیاد قاطی ما؟ طفلک از تنهایی داره دق میکنه.
گوسفند1: آره لااقل اونو بیار.
بز2: به شما چه اونوقت؟!
گوسفند1: واسه خودت میگیم. از سر دلسوزی. والا به ما چه؟
چوپان: خوابشو ببینین. خودتون کم مصیبتین؟ اصلاً چرا نميگيرين بخوابين؟
گوسفند3: چقدر بخوابيم؟ ما كه مثل توچوپون نيستيم. واسه آينده مون كلي برنامه داريم.
چوپان: نه بابا؟!
گوسفند3: آره بابا!
چوپان: خب جک بگين.
گوسفند1: گفتيم، تموم شد.
چوپان: نقطه نقطه بازي كنين.
گوسفند2: كرديم، تموم شد.
چوپان: رفتم بازار4 تا بز ديدم بازي كنين.
بز1: رفتيم، تموم شد.
چوپان: يه خورده همديگه رو بزنين!
گوسفند3: زديم، تموم شد.
چوپان: زهرمار بخورين!
بز2: خورديم، تموم شد.
چوپان: ننه ی منو فحش بدين.
گوسفند1: داديم، تموم شد.
چوپان: بيفتين دنبال خواهرمن!
گوسفند2: افتاديم، تموم شد.
چوپان: خواب دختر كدخدا رو ببينين.
بز1: ديديم، تموم شد.
چوپان: يه لگدم به من بزنين!
گوسفند3: زدم، تموم شد.
چوپان: ها، پس تو بودي.
گوسفند3: كي، من؟ پسرتومثل اينكه خيلي دلت ميخواد يه لگد از من بخوري ها!
چوپان: آره، تو روخدا بيا بزن!
گوسفند3: [عصباني] ميزنم پدرتم در ميارم. چيكارم ميكني؟ نهايتش دنبه مو ميخوري ديگه.[ او را ميگيرند.] ولم كنين تا حساب اين پفيوز رو بذارم كف دستش. ولم كنين تا لگدم در نرفته...
بز1: خودتو كنترل كن بابا. خوبيت نداره گوسفند با چوپونش دربيفته. مردم چي ميگن آخه!
بز2: ميزني مثل بچه ت مي كشيش، سرتو ميبرن ها.
گوسفند3: آره، مگه بدم دنبه مو بخورن!
خانم گوسفند:عزيزم بخاطر من اينكارو نكن.
گوسفند3: [ بلافاصله] باشه بي خيالش ميشم. خدا تو رو قربون زنم بكنه. بخاطر اون نبود جرت ميدادم.
خانم گوسفند:عزيزم بريم H2O بخوريم.
چوپان: H2O ديگه چيه؟
همه قاه قاه مي خندند.
گوسفند1: عجب الاغيه خدا!
خانم گوسفند: نخندين آقايون. چوپونه، شيميدان نيست که.
گوسفند3: راست ميگه دیگه، خفه شين. آدم به چوپونش نمي خنده كه.
چوپان: حيف من كه چوپون شماها شدم. الحق كه لايق شكم گرگين.
گوسفند3: اسم گرگو نیار زنم حامله ست. جني ميشه!
گوسفند2: گوشتو بيار بگم H2O چيه.
گوسفند2درگوش چوپان زمزمه اي ميكند و چوپان پوزخندي ميزند. گرگي وارد ميشود.
گرگ: سلام گوشت هاي تازه.
گوسفند1: گوشت تازه ميخواي برو كشتارگاه. اشتباه اومدي داداش.
گوسفند2: اين ديگه كيه؟
گوسفند1: سگه ديگه.
گوسفند3: چقدرم بدريخته!
چوپان: به درد گله نميخوره والا نيگرش ميداشتم.
بز2: نه بابا آبرومون ميره. از چوپون كه شانس نيوورديم لااقل سگمون سگ باشه.
بز1: ميگم حالا باشه بجاي الاغ سوارش ميشيم.
گرگ: من يه گرگم.
گوسفند1: گُه ميخوري! مگه الكيه؟!
گوسفند2: لابد اينم نميدونه H2O چيه.
گوسفند3: يه لگد بزنم تو ماتحتش؟
بز1: حامله نباشه.
گوسفند3: گفتم تو ماتحتش خره. تو هنوزشكموازما تحت تشخيص نميدي؟
بز1: آخرش از اونجاش درمياد ديگه.
گرگ: من يه گرگم.
گوسفند1: زر نزن ديگه! اگه راست ميگي ثابت كن.
گرگ: باشه. [ ميپرد روي او] مرحله بعدي رو بريم؟
گوسفند1: آي تف به گورپدرتون! بابا اينكه گرگه.
بز1: نه بابا، فيلمه همه ش.
گوسفند1: نه وسرطان، نه ونگمه. حتماً بايد بخوردم که ثابت بشه گرگه؟
چوپان: [ ترسيده] حس چوپونيم بهم ميگه انگاري راست راستكي گرگه.
گوسفند2: مرده شورحست رو ببره! خب گرگه ديگه .
بز2: پس كدوم الاغي بود گفت سگه؟
گوسفند1: [ زير دست و پاي گرگ ] من بودم. گُه خوردم!
بز2: ها، پس خودت كردي كه لعنت بر خودت باد.
گوسفند1: آخه الان وقت شوخيه گاوميش؟!
بز1: راست ميگه، دررين.
گوسفند1: دررين چيه؟ منو نجات بدين بي پدرا!
بز2: كاش بجاي اين چوپون، يه سگ داشتيم. یه ناله ای، یه چیزی آخه!
چوپان: ... كمك، كمك كنين گرگ اومده... به دادمون برسين گرگ... آي مردم جون گرگ...
بقیه نيزبعبع كنان برسروكله یشان ميكوبند. مردم می آیند. يكي دهلي به گردن دارد. ديگري زيرشلواري به پا دارد.عروس و دامادي هم دردستي چوب و دردست ديگرشان دسته گلي دارند. گرگ فرار ميكند.
مردم : ... نذارين در بره... گرگ بد گنده... فرار كرد ... نترسين ما اومديم ... داشتم تمرين ميكردم. آخه
شب عروسي دارم ... خوبه فوري فهميده ن گرگه... داشتم شلوارمو اتو ميكردم. فكر كنم اتو مونده رو كتم... به موقع رسيديم. چوپون يعني اين! ... من رفته بودم گل بچينم... بريم ديگه به خير گذشت...
مردم ميروند.
خانم گوسفند: عزيزم نكه خيلي ترسيدم، بچه افتاد پايين و مُرد.
گوسفند3: آي تف به غيرتت گرگ بي شرف! زنم بچه شو سقط كرد.
چوپان: طوري نيست. برين H2O بخورين حل میشه.
گوسفند3: تو خفه شو نفهم! وقتي گرگو ازسگ تشخيص نمیدی، واسه چي اومدي زرتي چوپون شدي؟
بز1: منم يه خواهرزاده داشتم اينطوري بود. سگها خوردنش!
صحنه2
همان تپه. چوپان تكيه به درخت چرت ميزند. گوسفندان دورهم جمع شده اند و با صداهايي كه از دهانشان در مي آورند، آهنگي را اجرا ميكنند.
گوسفند1: جاز خوبي بود.
گوسفند2: كجاش جاز بود؟ سنتي اصیل بود.
گوسفند1: نخيرم جاز بود. پس چرا من اينطوري اینطوریم ميشد؟
گوسفند2: تو خودت مشكل داري جونم. به موسيقي چه مربوط؟
بز1: نه جازبود نه سنتي. پاپ بود آقايون.
بز2: هيچم پاپ نبود. يه كلاسيك دهه ی پنجاهي بود.
گوسفند1: آدمو مجبور ميكنه ها! آخه توچه ميدوني كلاسيك دهه ی پنجاهي چيه بوفالو؟
گوسفند3 با خانم گوسفند وارد ميشود.
گوسفند3: رفتيم كلي H2O خورديم!
گوسفند2: شمام تا نیگاتون روهم قفل ميشه ميرين H2O ميخورين.
گوسفند1: مثل نون سگ حرومتون باشه.
بز1: اينه كه همه ش حامله ن ديگه.
بز2: حالا خوبه يا خودش ميزنه بچه روسقط ميكنه يا آقا گرگه مياد و خانوم ازترس سقط ميكنه! والا تا الان تويله مون شده بود مهد كودک.
گوسفند3: به شما هيچ ربطي نداره كودكان!
خانم گوسفند: عزيزم يه دفه ديگه بگو همه بشنون.
گوسفند3: به شما هيچ خري نيستين!
بز2: بازم نتونست!
بز1: غلط ميكني! ايندفه بري H2O بخوري، قلم پاتو ميشكنم.
گوسفند1: محض اطمينان ايندفه مام باهاشون ميريم.
گوسفند3: اگرجرئت دارين بياين. ببينين چيكارتون ميكنم.
گوسفند2: يعني چي آخه همه ش H2o، H2O؟ مگه اينجا زايشگاهه؟
بز1: منم يه خواهرناتني داشتم اينطوري بود. سرزا رفت!
خانم گوسفند: ولشون كن عزيزم. بذارازحسادت بتركن.
گوسفند3: باشه عزیزم. هرچی تو بگی. برين، برين زنمو دعا كنين والا همه تونو حواله ی دامپزشكي میکردم. اصلاً ازحرص شمام كه شده امشب انقدر H2O ميخوريم تا خودمونم بتركيم.
چوپان: [ بيدارميشود.] بازم افتادين به جون هم؟ الهي گرگ بيابون نفله تون كنه. نميذارين آدم يه چرتم بزنه.
گوسفند1: تو كه از صبح تا حالا خوابي. مونده م اصلاً واسه چي همرامون مياي؟!
بز2: آره، خونه بموني خيال مام راحتتره. اینطوری بايد مراقب توهم باشيم.
چوپان: داشتم خواب دختر كدخدا رو ميديدم. نميذارين كاررو تموم كنم كه. تا ميخوام بله رو ازش بستونم عین بزای کوهی باهم شاخ به شاخ میشین.
بز1: كدخدا مگه بميره كه دخترشو بده به تو.
بز2: مرده بابا.
بز1: اِ! كي؟
بز2: سه ساله.
بز1: نميدونستم.
گوسفند3: اونموقع تو هنوز مادرتم معلوم نبود كيه!
گوسفند2: پس الان دخترش بي صاحبه و به چوپون مياد.
گوسفند3: پاشو يه دوري اين اطراف بزن گرگ مرگي پلاس نباشه. مثلاً توالان هم چوپوني هم سگ گله.
چوپان: اهوكي! سگم شديم پس؟!
گوسفند2: مگه چيه؟ تو وظيفه تو انجام بده. حالا چه سگ باشي چه چوپون.
گوسفند3: بچه ی من نياز به امنيت داره. بازم سقط ميشه ها.
گرگ وارد ميشود.
گرگ: لازم نيست شما به زحمت بيفتين جناب چوپون. من خودم اومدم..
گوسفند1: [ وحشت زده] اين گرگ است!
گوسفند2: از كجا فهميدي يهویی؟
گوسفند1: وقتي سگ نيست پس حتماً گرگه ديگه.
بز1: خدا ذليلت كنه چوپون! دعات مستجاب شد.
بز2: چيه، خوابت مياد؟ چوپوني مثلاً ! آژیر بکش خب.
چوپان: [ موبایلش تک زنگی میزند.] جون! اس ام اس بود.[ زیر نگاه آنها ] خب آره الان اصلاً وقت خوبی واسه اینکارا نیست.[ بلند] مردم گرگ... گرگ اومده آهاي ... كمك...
گوسفندان نیزبعبع ميكنند و برسروكله ی خود ميكوبند.
گوسفند3:عزيزم نترس من اينجام.
خانم گوسفند: خيلي ترسيده م عزيزم. فكركنم بچه داره مياد.
گوسفند3: [بلند] ای وای! بچه داره مياد چوپون. ماما صدا کن.
چوپان: بگو نياد گرگه ميخوردش!
گوسفند3: بچه چه ميدونه گرگ چيه آخه. فكرميكنه چیپسه!
خانم گوسفند: عزيزم ماما نميخواد. به دنيا اومد.
گوسفند3: [خوشحال] من پدرشدم. من پدرم شدم.
بز1: آخه الاغ الان تو اين هيروويروقت پدرشدنه؟
خانم گوسفند: [ميگريد.] واي عزيزم، مرده!
بز1: بيا، توعرضه ی پدرشدنم نداري.
گرگ گوشه اي ايستاده است و به داد وهواروبالا وپايين پريدن گوسفندان نگاه ميكند. مردم كه مي آيند با خونسردي ميرود. مردي بيل بدست پاچه هايش را تا زانو بالا زده است. ديگری دردستي تبرودردست ديگرش آمپول بزرگی دارد. عروس و داماد نيزدردستي گل و دردست ديگرشان چوبي بلند دارند.
مردم : ... عجب گرگه سمجيه... اين همه گوسفند از پس یه گرگ بر نميان!... داشتم آمپول زنمو ميزدم. نميدونم پس اين چوپون اينجا چيكاره ست؟.... همسايه مون تو مستراح بود. گفت دستم بنده تو برومن بعداً ميام... اين گوسفندم چقدر ميزاد! آدم ياد جوونياي خودش مي افته... مرديم ازبس بالا وپايين اومدیم ورفتیم... حالا چطوري برقصم؟ ديگه حسش نيست... برين H2O بخورين حالتون جا مياد...H2o ديگه چيه؟...
مي خندند و ميروند.
صحنه 3
همان تپه. چوپان تكيه به درخت براي گوسفندان قصه ميگويد. همه دوراوجمع شده اند وگوش ميدهند.
چوپان: ... بله، آقا گرگه كه ديد اوضاعش بد جوری برفکیه، گفت ببينين گوسفندای عزیز، شماها چه تک تک بياين جلو چه همه تون با هم، واسه من چندان فرقي نميكنه. گوسفندام كه با گفتن اين حرف، حسابي خودشونو باخته بودن، پرسيدن: مگه ميخواي چيكاركني؟ گرگه هم گفت: آخه من بهرحال فرارميكنم!
همه قاه قاه مي خندند و دست ميزنند.
گوسفندها: ... اي ول گوسفند... گلي به گوشه ی جمالت...
بزها: بي بز هرگز... مرحبا بز... حيوون فقط بز...
گوسفند1: بزي اونجا نبود كه الكي دارین خودتونو خفه ميكنين؟
بز1: چرا بود. هرجا گوسفند هست حتماً بزم هست. گوسفند بدون بز مثل زن بي شوهره.
گوسفند3: نبود آقا، نبود.
بز2: بود آقا، بود.
گوسفند3: چوپون عزيزم، بود يا نبود؟
چوپان: نه نبود.
گوسفند3: ديدي؟ نبود ديگه.
بز1: چوپون آخه توهم آدمي ديگه. اينم قصه بود مثلاً ؟ خب يه چيزي بگو مام توش باشيم. نميزايي كه!
بز2: اصلاً قصه ت خيلي چرت بود. آخه كجاي دنيا ديدن گوسفند گرگو فراري بده؟ چه غلطا! حالا اگه دو تا بزم قاطیشون بوده ن يه چيزي.
گوسفند3: اگه هم نفهميدين هيچي ديگه. چوپون اگه اجازه بدي ما بريم H2O بخوريم؟
چوپان: نخير اجازه نمیدم.
گوسفند3: غلط ميكني اجازه نميدی. من زنم حامله ست. مگه نديدي بازم سقط كرد؟
چوپان: ما رو به توچه؟ گرگه زنتو ترسوند.
گوسفند3: خب حمّال اگه تو گرگه رو فراري داده بودي كه اونطوري نميشد.
چوپان: چطوري فراريش ميدادم پروفسور؟ باهاش شاخ به شاخ ميشدم نه؟ آخه تو كدوم چوپون عاقلي رو ديدي كه خودشو فداي گوسفنداش بكنه؟
گوسفند2: آره فقط تويي كه مي فهمي! پس تو واسه چي همرامون مياي يابو؟
چوپان: اينجورمواقع فقط ميتونم جون خودمونجات بدم. بعدشم اينهمه واسه تون داد وهوارميكنم كمتونه؟
بز1: زحمت ميكشي!
بز2: من نميدونم آخه مگه تو ده آدم نبوده كه اينو حواله ی ما كردن؟!
گوسفند2: حتماً نبوده ديگه!
گرگ وارد ميشود.
گرگ: خدا رو شكر كه نيست.
خانم گوسفند: واي عزيزم فكر كنم گرگه.
گوسفند3: ديدين؟ خودش گفت. خيلي باهوشه!
گوسفند1: الان بچه شو سقط ميكنه معلوم ميشه.
گوسفند3: جناب گرگ اگه اجازه بدين منو زنم بريم آب بخوريم. حامله ست حيووني.
گرگ: همون H2O ديگه؟ واستين واسه تون آبميوه ميگيرم.
گوسفند3: اگه هم نفهميدي، هيچي ديگه.
بز2: چيه بازلال شدي نابعه؟ وظيفه توانجام بده ديگه. اين گرگه اينجا واستاده. بابات نيست كه.
چوپان داد و هوارمیکند. بقیه همراه گرگ گوشه اي ايستاده اند و به بالا و پايين پريدنهاي چوپان نگاه ميكنند. بعدازمدتي هيچ خبري ازكسي نميشود.
چوپان: پس چرا كسي نمياد؟ گلوم از كار افتاد.
گوسفند1: حتماً تو حمومن.
گوسفند2: همه كه با هم تو حموم نيستن.
گوسفند3: ازاين جماعت بعيدم نيست.
بز1: اون يكي كه تو توالته.
بز2:عروس و دومادم حتماً رفتن H2O خورون.
گوسفند1: حالا چيكار كنيم؟
چوپان: ميخواين من برم دنبالشون؟
گوسفند1: راه بهتري واسه فرارنداري؟
گوسفند3: چطوره ايندفه با هم داد بزنيم. جناب گرگ اگه زحمتتون نميشه شمام يه دستي بندازين بهش!
گرگ: بيخود داد و هوار نكنين كه هيشكي نمياد. مردم ازآدمايي كه هميشه راست ميگن خوششون نمياد. صداقت زياد كلافه شون ميكنه. آخه آدماي راستگو اغلب دردسرن. حيوونیا چقدر بايد از اين تپه بالا بيان و پايين برن؟ از كت و كول افتادن خب. هر چيزي يه حدي داره آقايون. و شما ديگه گندشو درآوردين.
بز2: اينطوري منو نگاه نكن گرگی جون. رژيم دارم و گوشتم تلخه.
خانم گوسفند: عزيزم بچه بدنيا اومد.
گوسفند3: مرده؟
گرگ: ميميره!
موبایل بز2 زنگ میزند. همان آهنگ شاد را دارد. گرگ که انگاربه قضیه آشناست نزدیک میرود ودست دردست آنها میرقصد. اما اینباررقصشان بیشترشبیه رقص مرگ است.
بز2: بسه دیگه طرف ناراحت میشه.[ جواب میدهد.] جونم عزیزم... نه داشتم کفنمو میدوختم... باشه اما فکر نکنم تو شگم گرگ آنتن بده. به خواهرتم سلام برسون. بگو خیلی خاطرشو میخواستم. خداحافظ رفیق!
گرگ: خب حالاازکی شروع کنیم؟ خانوم ظاهراً ازبس H2o خورده ن ازهمه مامانترشده ن.
بز1: منم يه دوست دختر داشتم اينطوري بود. اولين باراز اون شروع كردن.
نور تا ابد میرود.
رسول بانگین
آذر ماه 86ـ ارومیه
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 20:33 توسط رسول بانگین
|